اخذ گواهی طراحی و مونتاژ

 
تاریخ انتشار: یکشنبه, 1390/06/20 - 23:26 توسط خدابخش

 با سلام اینجانب علی خدابخش با 10 سال سابقه کار در صنعت اسانسور یک سوال دارم خوشحال میشم مدیریت سایت پاسخ این بنده حقیر را بدهد.

چرا وزارت صنایع برای صادر کردن گواهی طراحی و مونتاژ اینقدر مراحل گوناگون گذاشته از سند اداری بگیرید تا به بعد با این مراحل فقط بعضی شرکتهای خاص قادر به دریافت این گواهی میباشند و عملا در بازار کار این موضوع مشهود است با این ترتیب این صنعت تا چند سال اینده در انحصار چند شرکت انگشت شمار خواهد افتاد تکلیف ما که شرکت به ثبت رساندیم و چند سال است به دنبال گواهی هستیم به منظور سالم کار کردن و ایجاد رقابت چیست و تا کی باید مقاله راجب این که اگه شرکتی گواهی ندارد نباید پروژه به او محول شود را بخوانیم تا کی کسانی که واقعا عاشق این صنعت هستن باید به دلیل نداشتن پشتوانه مالی خیلی خوب دز کنار قرار بگیرند و یک سری با سند سازی و پول به هر خواسته ای که دارند برسند البته اینجانب به هیچ عنوان قصد توهین به بزرگان این صنعت را نداشته و نخواهم داشت  ؟

دیدگاه‌ها

با سلام

کاربر گرامی، گرچه بعضی از گلایه های شما جای تامل دارد، اما به هر صورت برای تشکیل شرکت یک سری قوانین مصوب گردیده که باید اجراء شود. به نظر من برای دستیابی به این هدف بهتر است که به صورت گروهی ( یا در قالب تعاونی)با چند نفر از اصحاب آسانسور که هم از سابقه و تجربه کافی در این صنعت برخوردار باشند و هم شرایط تعین شده را داشته باشند، مشترکا اقدام به تاسیس شرکت نمائید.

در این صورت توانمندی گروهی راهگشا خواهد بود. و در این چنین شرایطی سرمایه اولیه و امکانات مورد نیاز بهتر قابل تامین می باشد و می توانید خود را با شرایط و دستورالعمل های مصوب واحد صدور پروانه طراحی و مونتاژ هماهنگ نمائید.

ضمنا از فرصت استفاده کرده و آخرین خبر را که در همین حوزه مطرح شده جهت عموم به اطلاع می رسانم

: رييس هيات مديره سنديكاي صنايع آسانسور و پله‌برقي ايران: استاندارد ملي ايران در زمينه آسانسور تدوين مي‌شود « با توجه به اينكه در صنايع آسانسور به غير از سرمايه‌گذاري خصوصي، سرمايه‌گذاري ديگري صورت نگرفته است، آسانسور به عنوان يك صنعت ملي خودكفا در ايران شناخته مي‌شود.»

هادي مروي ـ رييس هيات مديره سنديكاي صنايع آسانسور و پله‌برقي ايران ـ در گفت‌وگو با خبرنگار صنعت خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، بر قرار دادن دانش فني به روز در سرلوحه كار و موثرتر شدن نقش خدمات فني و مهندسي در صنعت آسانسور تاكيد كرد.

وي ادامه داد:« با اين وجود در صنعت آسانسور برخي محصولات از سوي بخش خصوصي توليد مي‌شود اما در بسياري از انبوه‌سازي‌ها و سرمايه‌گذاري‌هاي پرحجم از عهده بخش خصوصي بر نمي‌آيند و ‌بايد از طرف بانك‌ها با وام‌هاي كم‌بهره حمايت شوند.»

رييس هيات مديره سنديكاي صنايع آسانسور و پله‌برقي ايران گفت:

« به منظور كنترل واردات، سال به سال در جلسات شوراي سياستگذاري آسانسور وزارت صنايع و بازرگاني با توجه به اعلام شرايط خاص كاري از طرف سنديكا تعرفه‌هاي گمركي مشخص مي‌شود كه بر اين اساس براي كالاهاي خارجي مشابه كه در ايران با كيفيت مطلوب ساخته مي‌شوند، تعرفه‌هاي گمركي سنگيني در نظر مي‌گيرند، از سوي ديگر براي كالاهايي كه در ايران توليد نمي‌شود به دليل گران‌تر نشدن، قيمت نهايي آسانسور تعرفه‌هاي پايين در نظر مي‌گيرند.» مروي صادرات آسانسور را به دليل كيفيت پايين بسيار ضعيف عنوان كرد و افزود:« اين صنعت به كشورهاي حاشيه خليج‌فارس و كشورهاي تازه استقلال يافته شوروي سابق صادر مي‌شود و از كشورهاي اروپايي مانند ايتاليا، فرانسه، آلمان، اسپانيا و آسياي جنوب شرقي، تركيه و به صورت محدود از كره جنوبي و چين بر اساس استاندارد EN 81 و تاكيد موسسات بين‌المللي به ايران وارد مي‌شود.»

وي خاطرنشان كرد:« استاندارد ملي ايران در حال اجرای ( استاندارد EN 81 )استاندارد روز اروپاست كه تدوينش از سال 1377 آغاز شده و در مرحله ويرايش اول آسانسورهاي الكتريكي و مرحله دوم ويرايش دوم آسانسورهاي الكتريكي و در مرحله سوم استاندارد ملي ايران است كه استاندارد ملي ايران مجموع کلی استاندارد  EN 81 كه در اروپا اجرا مي‌شود را پوشش مي‌دهد.»

مروي با بيان اينكه استاندارد ملي ايران به دو بخش ايمني و عملكردي تقسيم مي‌شود، ‌ادامه داد:« بخش ايمني شامل جواز ساختمان‌هايي است كه از سال 1382 به بعد ساخته شده‌اند و بايد آسانسورهاي اين ساختمان‌ها بخش ايمني را رعايت كنند و آسانسورهايي كه جواز ساختمان‌هاي آنها از مهر ماه سال1383 صادر شده است، بخش عملكردي را رعايت مي‌كنند.» وي تفاوت اين دو بخش را در لحاظ كردن كليه ايمني‌هاي استاندارد EN81 در بخش ايمني و پنج قطعه قفل دربها در، ضربه‌گيرهاي كابين،  و ضربه گیرهای وزنه تعادل، سيستم و كنترل‌كننده سرعت در بخش عملكردي دانست و گفت:« گواهي كيفي اين قطعات همراه پيمانكار آسانسور و از سوي موسسات بين‌المللي صادر شده در تمام دنيا مورد قبول واقع مي‌شود.»

                                                                                      منبع خبر: وزارت صنعت- معدن وتجارت

با سلام خدمت آقای طبسی:

از پاسخ خوب شما کمال تشکر را دارم و ممنون که جواب بنده را دادید.

به امید روزی که شرکتهای تولیدی و اجرائی آسانسور ایرانی، همپای شرکتهای اروپایی پروژه های بزرگ جهان را اجرا کنند، و برای اجرای پروژه های بزرگ مملکت خودمان دست به دامان اروپا نباشیم.

در پایان خواهشمندم اگر افرادی هستند که مانند من قصد اخذ پروانه گواهی طراحی و مونتاژ را دارند به بنده معرفی کنید.

با تشکر فراوان از شما مدیر خوب و موفق.

با سلام بنده و همکارم هم از جمله کسانی هستیم که شرکت ثبت کرده و دارای سایقه کار میباشیم و نمونه کارهایمان نیز در سطح شهر گویای کیفیت کار ما میباشد .

اما برای اینکه علاقمند هستیم زیر نظر سندیکا که همان اتحادیه در هر صنف میباشد قرار بگیریم باید از هفت خان رستم که هیچ از هفتاد خان بگذریم که به نظر من همین سنگ اندازیها خود موجبات ادامه کار بدون سر و سامان و هرج و مرج شرکتها و نبود نظارت درست در این زمینه کاری به این مهمی گردیده است .

به جای اینکه به میز کار و ابزار و اتاق امتیاز بدهند به نظر من با برگذاری آزمونهای علمی و عملی به راحتی میتوان گواهی و اجازه های لازم را به افراد واجد شرایط ارایه کرد .

بنده فارغ التحصیل رشته مکانیک و داوطلب شرکت در رشته آسانسور در یکی از دانشگاههای به نام میباشم . اما وقتی برای اخذ گواهی طراحی و مونتاژ یا عضویت در سندیکا اقدام کردم با چنان قوانین و مراحلی روبرو شدم که به کل تمامی علاقه و استعداد من در این کار در یک لحظه به یاس و نا امیدی تبدیل شد .

این در حالی است که خیلی علاقه مند هستیم که شرکت و کارهای ما تحت سیستم نظارتی سندیکا یا همان اتحادیه آسانسوریها قرار بگیرد .

با تشکر

رضا گلریز

باسلام

 کاربر گرامی این مشکلات کم و بیش در همه امور زندگی با نوسانات متغییر وجود دارد، و انسان باید ضمن قبول و پذیرش آن تلاش نماید تا اولا بتواند در مقابله با اینگونه امور سرخورده و مایوس نشود و در ثانی این توانمندی و قابلیت را در خود بوجود آورد که ضمن مبارزه مثبت و سازنده بستر پیشرفت را فراهم سازد.

اگر ما نیم نگاهی به انسانهای موفق در همه عرصه ها داشته باشیم، مشاهده خواهیم کرد که آنها چه مشکلات و معضلاتی را با صبر و حوصله و دوراندیشی پشت سرگذارده اند. 

وقتی بزرگترین مشکلات خود را با کوچکترین مشکلات آنان مقایسه می کنیم به عظمت کار آنان پی می بریم. چندی پیش مطلبی را مطالعه می کردم، چقدر تاسف خوردم که چه بسیار موقعیتهای بزرگ و با ارزشی، که به سادگی از دست داده ام. لذا در پاسخ شما تاکید می کنم که این مطلب را با حوصله و تمرکز مطالعه فرمائید، شاید رهنمودها و سخنان ایشان روشنی بخش مسیر آینده شما و دیگر جوانانی باشد که به محض مواجه با مشکلات کوچک خیلی زود مایوس شده و دست از تلاش و کوشش برداشته و عرصه را ترک می کنند.

ضمنا در اینجا از سرکار خانم محبوبه کاظمی به خاطر تهیه این مطلب با ارزش و پر محتوی تشکر نموده و امیدوارم همیشه موفق و سلامت باشند.

 

 
سخنرانی پندآموز و جالب استیو جابز بنیانگذار "اپل''در مراسم فارغ‌التحصیلان دانشگاه استنفورد
 
 
                                                                   من امروز خیلی خوشحالم که در مراسم فارغ‌التحصیلی شما که در یکی از بهترین دانشگاه‌های دنیا درس می‌خوانید هستم. من هیچ وقت از دانشگاه فارغ‌التحصیل نشده‌ام. امروز می‌خواهم داستان زندگی ام را برایتان بگویم. خیلی طولانی نیست و شامل سه تا داستان است.

- اولین داستان مربوط به ارتباط اتفاقات به ظاهر بی ربط زندگی هست.

من بعد از شش ماه از شروع دانشگاه در کالج رید ترك تحصیل کردم ولی تا حدود یک سال و نیم بعد از ترك تحصیل تو دانشگاه می‌آمدم و می‌رفتم و خب حالا می‌خواهم برای شما بگویم که من چرا ترك تحصیل کردم.

زندگی و مبارزه‌ی من قبل از تولدم شروع شد. مادر بیولوژیکی من یک دانشجوی مجرد بود که تصمیم گرفته بود مرا در لیست پرورشگاه قرار بدهد که یک خانواده مرا به سرپرستی قبول کند. او شدیداً اعتقاد داشت که مرا یک خانواده با تحصیلات دانشگاهی باید به فرزندی قبول کند و همه چیز را برای این کار آماده کرده بود. یک وکیل و زنش قبول کرده بودند که مرا بعد از تولدم از مادرم تحویل بگیرند و همه چیز آماده بود تا اینکه بعد از تولد من این خانواده گفتند که پسر نمی خواهند و دوست دارند که دختر داشته باشند. این جوری شد که پدر و مادر فعلی من نصف شب یک تلفن دریافت کردند که آیا حاضرند مرا به فرزندی قبول کنند یا نه و آنان گفتند که حتماً. مادر بیولوژیکی من بعداً فهمید که مادر من هیچ وقت از دانشگاه فارغ‌التحصیل نشده و پدر من هیچ وقت دبیرستان را تمام نکرده است. مادر اصلی من حاضر نشد که مدارك مربوط به فرزند خواندگی مرا امضا کند تا اینکه آن‌ها قول دادند که مرا وقتی که بزرگ شدم حتماً به دانشگاه بفرستند.
این جوری شد که هفده سال بعدش من وارد کالج شدم و به خاطر اینکه در آن موقع اطلاعاتم کم بود دانشگاهی را انتخاب کردم که شهریه‌ی آن تقریباً معادل دانشگاه استنفورد بود و پس انداز عمر پدر و مادرم را به سرعت برای شهریه‌ی دانشگاه خرج می‌کردم. بعد از شش ماه متوجه شدم که دانشگاه فایده‌ی چندانی برایم ندارد. هیچ ایده‌ای که می‌خواهم با زندگی چه کار کنم و دانشگاه چه جوری می‌خواهد به من کمک کند نداشتم و به جای این که پس انداز عمر پدر و مادرم را خرج کنم ترك تحصیل کردم ولی ایمان داشتم که همه چیز درست می‌شود. اولش یک کمی وحشت داشتم ولی الآن که نگاه می‌کنم می‌بینم که یکی از بهترین تصمیم‌های زندگی من بوده است.

لحظه‌ای که من ترك تحصیل کردم به جای این که کلاس‌هایی را بروم که به آن‌ها علاقه‌ای نداشتم شروع به کارهایی کردم که واقعاً دوستشان داشتم. زندگی در آن دوره خیلی برای من آسان نبود. من اتاقی نداشتم و کف اتاق یکی از دوستانم می‌خوابیدم.
 
قوطی‌های خالی پپسی را به خاطر پنج سنت پس می‌دادم که با آن‌ها غذا بخرم.
 
 بعضی وقت‌ها هفت مایل پیاده روی می‌کردم که یک غذای مجانی توی کلیسا بخورم.
غذا‌هایشان را دوست داشتم. من به خاطر حس کنجکاوی و ابهام درونی‌ام تو راهی افتادم که تبدیل به یک تجربه‌ی گرانبها شد.

کالج رید آن موقع یکی از بهترین تعلیم‌های خطاطی را تو کشور می‌داد. تمام پوستر‌های دانشگاه با خط بسیار زیبا خطاطی می‌شد و چون از برنامه‌ی عادی من ترك تحصیل کرده بودم، کلاس‌های خطاطی را برداشتم. سبک آن‌ها خیلی جالب، زیبا، هنری و تاریخی بود و من خیلی از آن لذت می‌بردم. امیدی نداشتم که کلاس‌های خطاطی نقشی در زندگی حرفه‌ای آینده‌ی من داشته باشد ولی ده سال بعد از آن کلاس‌ها موقعی که ما داشتیم اولین کامپیوتر مکینتاش را طراحی می‌کردیم تمام مهارت‌های خطاطی من دوباره تو ذهن من برگشت و من آن‌ها را در طراحی گرافیکی مکینتاش استفاده کردم. مک اولین کامپیوتر با فونت‌های کامپیوتری هنری و قشنگ بود.

اگر من آن کلاس‌های خطاطی را آن موقع برنداشته بودم مک هیچ وقت فونت‌های هنری الآن را نداشت. همچنین چون که ویندوز طراحی مک را کپی کرد، احتمالاً هیچ کامپیوتری این فونت را نداشت. خب می‌بینید آدم وقتی آینده را نگاه می‌کند شاید تأثیر اتفاقات مشخص نباشد ولی وقتی گذشته را نگاه می‌کند متوجه ارتباط این اتفاق‌ها می‌شود. 
 این یادتان نرود شما باید به یک چیز ایمان داشته باشید،
به شجاعتتان،
 
 به سرنوشتتان،
 
به زندگی تان یا هر چیز دیگری.
 
این چیزی است که هیچ وقت مرا نا امید نکرده است و خیلی تغییرات در زندگی من ایجاد کرده است.
داستان دوم من در مورد دوست داشتن و شکست است.
من خرسند شدم که چیزهایی را که دوستشان داشتم خیلی زود پیدا کردم. من و همکارم هواز شرکت اپل را در گاراژ خانه‌ی پدر و مادرم وقتی که من فقط بیست سال داشتم شروع کردیم ما خیلی سخت کار کردیم و در مدت ده سال اپل تبدیل شد به یک شرکت دو بیلیون دلاری که حدود چهارهزار نفر کارمند داشت. ما جالب ترین مخلوق خودمان را به بازار عرضه کرده بودیم؛ مکینتاش. یک سال بعد از درآمدن مکینتاش وقتی که من فقط سی ساله بودم هیأت مدیره‌ی اپل مرا از شرکت اخراج کرد. چه جوری یک نفر می‌تواند از شرکتی که خودش تأسیس می‌کند اخراج شود، خیلی ساده. شرکت رشد کرده بود و ما یک نفری را که فکر می‌کردیم توانایی خوبی برای اداره‌ی شرکت داشته باشد استخدام کرده بودیم. همه چیز خیلی خوب پیش می‌رفت تا این که بعد از یکی دو سال در مورد استراتژی آینده‌ی شرکت من با او اختلاف پیدا کردم و هیأت مدیره از او حمایت کرد و من رسماً اخراج شدم.

احساس می‌کردم که کل دستاورد زندگی ام را از دست داده‌ام. حدود چند ماهی نمی دانستم که چه کار باید بکنم. من رسماً شکست خورده بودم و دیگر جایم در سیلیکان ولی نبود ولی یک احساسی در وجودم شروع به رشد کرد. احساسی که من خیلی دوستش داشتم و اتفاقات اپل خیلی تغییرش نداده بودند. احساس شروع کردن از نو. شاید من آن موقع متوجه نشدم اخراج از اپل یکی از بهترین اتفاقات زندگی من بود. سنگینی موفقیت با سبکی یک شروع تازه جایگزین شده بود و من کاملاً آزاد بودم. آن دوره از زندگی من پر از خلاقیت بود. در طول پنج سال بعد یک شرکت به اسم نکست تأسیس کردم و یک شرکت دیگر به اسم پیکسار و با یک زن خارق العاده آشنا شدم که بعداً با او ازدواج کردم.

پیکسار اولین ابزار انیمیشن کامپیوتر دنیا را به اسم توی استوری به وجود آورد که الآن موفقترین استودیوی تولید انیمیشن در دنیاست. دریک سیر خارق العاده‌ی اتفاقات، شرکت اپل نکست را خرید و این باعث شد من دوباره به اپل برگردم و تکنولوژی ابداع شده در نکست انقلابی در اپل ایجاد کرد. من با زنم لورن زندگی بسیار خوبی را شروع کردیم. اگر من از اپل اخراج نمی شدم شاید هیچ کدام از این اتفاقات نمی افتاد.
این اتفاق مثل داروی تلخی بود که به یک مریض می‌دهند ولی مریض واقعاً به آن احتیاج دارد.
بعضی وقت‌ها زندگی مثل سنگ توی سر شما می‌کوبد ولی شما ایمانتان را از دست ندهید.
من مطمئن هستم تنها چیزی که باعث شد من در زندگی ام همیشه در حرکت باشم این بود که من کاری را انجام می‌دادم که واقعاً دوستش داشتم.
 
داستان سوم من در مورد مرگ است.
من هفده سالم بود یک جایی خواندم که اگر هر روز جوری زندگی کنید که انگار آن روز آخرین روز زندگی تان باشد شاید یک روز این نظر به حقیقت تبدیل بشود. این جمله روی من تأثیر گذاشت و از آن موقع به مدت سی و سه سال هر روز وقتی که من توی آینه نگاه می‌کنم از خودم می‌پرسم اگر امروز آخرین روز زندگی من باشد آیا باز هم کارهایی را که امروز باید انجام بدهم، انجام می‌دهم یا نه. هر موقع جواب این سؤال نه باشد من می‌فهمم تو زندگی ام به یک سری تغییرات احتیاج دارم. به خاطر داشتن این که بالآخره یک روزی من خواهم مرد برای من به یک ابزار مهم تبدیل شده بود که کمک کرد خیلی از تصمیم‌های زندگی ام را بگیرم چون که تمام توقعات بزرگ از زندگی، تمام غرور، تمام شرمندگی از شکست، در مقابل مرگ رنگی ندارند.

حدود یک سال قبل دکترها تشخیص دادند که من سرطان دارم. ساعت هفت و سی دقیقه‌ی صبح بود که مرا معاینه کردند و یک تومور توی لوزالمعده‌ی من تشخیص دادند. من حتی نمی دانستم که لوزالمعده چی هست و کجای آدم قرار دارد ولی دکترها گفتند این نوع سرطان غیرقابل درمان است و من بیشتر از سه ماه زنده نمی مانم. دکتر به من توصیه کرد به خانه بروم و اوضاع را رو به راه کنم. منظورش این بود که برای مردن آماده باشم و مثلاً چیزهایی که در مورد ده سال بعد قرار بود به بچه‌هایم بگویم در مدت سه ماه به آن‌ها یادآوری بکنم. این به این معنی بود که برای خداحافظی حاضر باشم ...

من با آن تشخیص تمام روز دست و پنجه نرم کردم و سر شب روی من آزمایش اپتیک انجام دادند. آن‌ها یک آندوسکوپ را توی حلقم فرو کردند که از معده‌ام می‌گذشت و وارد لوزالمعده‌ام می‌شد. همسرم گفت که وقتی دکتر نمونه را زیر میکروسکوپ گذاشت بی اختیار شروع به گریه کردن کرد چون که او گفت که آن یکی از کمیاب ترین نمونه‌های سرطان لوزالمعده است و قابل درمان است !
مرگ یک واقعیت مفید و هوشمند زندگی است.
هیچ کس دوست ندارد که بمیرد حتی آن‌هایی که می‌خواهند بمیرند و به بهشت وارد شوند.

 
ولی با این وجود مرگ واقعیت مشترك در زندگی همه‌ی ماست.

شاید مرگ بهترین اختراع زندگی باشد چون مأمور ایجاد تغییر و تحول است.
مرگ کهنه‌ها را از میان بر می‌دارد و راه را برای تازه‌ها باز می‌کند.

 
یادتان باشد که زمان شما محدود است، پس زمانتان را با زندگی کردن تو زندگی بقیه هدر ندهید.

 
هیچ وقت توی دام غم و غصه نیافتید و هیچ وقت نگذارید که هیاهوی بقیه صدای درونی شما را خاموش کند.

 
و از همه مهمتر این که شجاعت این را داشته باشید که از احساس قلبی تان و ایمانتان پیروی کنید.
 
موقعی که من سن شما بودم یک مجله‌ی خیلی خواندنی به نام کاتالوگ کامل زمین منتشر می‌شد که یکی از پرطرفدارترین مجله‌های نسل ما بود. این مجله مال دهه‌ی شصت بود که موقعی که هیچ خبری از کامپیوترهای ارزان قیمت نبود تمام این مجله با دستگاه تایپ و قیچی و دوربین پولوراید درست می‌شد. شاید یک چیزی شبیه گوگل الآن ولی سی و پنج سال قبل از اینکه گوگل وجود داشته باشد.

در وسط دهه‌ی هفتاد آن‌ها آخرین شماره از کاتالوگ کامل زمین را منتشر کردند. آن موقع من سن الآن شما بودم و روی جلد آخرین شماره‌ی شان یک عکس از صبح زود یک منطقه‌ی روستایی کوهستانی بود. از آن نوعی که شما ممکن است برای پیاده روی کوهستانی خیلی دوست داشته باشید. زیر آن عکس نوشته بود :

                                    StayHungry, Stay Foolish 

این پیغام خداحافظی آن‌ها بود وقتی که آخرین شماره را منتشر می‌کردند.

و این آرزویی هست که من همیشه در مورد خودم داشتم و الآن وقت فارغ‌التحصیلی شما آرزویی هست که من برای شما می‌کنم.

استیو جابز مرد شماره ١ اپل در سن 56 سالگی در گذشت.

 

استیو جابز در سن ٥٦ سالگی در حالی که با بیماری خود یعنی سرطان دست و پنچه نرم میکرد ساعاتی پبش پس از بستری در بیمارستانی واقع در ممفیس در گذشت. ... وی که یکی از مهم ترین بنیان گذاران و مدیر عامل شرکت اپل بود در ۲۴ آگوست سال ٢٠١١ استعفا کرد ودلیل استعفا خود را نداشتن صلاحیت پزشکی و مبتلا بودن به سرطان کبد اعلام کرد. زندگی استیو جابز پر فراز و نشیب بوده و در طول زندگی خود سختی های زیاد کشیده است ؛ عمل های پزشکی گوناگون (پیوند کبد در سال ٢٠٠٩ ، سرطان پانکراس در سال ٢٠٠٤ ) استیو جابز به نوعی مسیر تکنولوژی را تغییر داد و با ایده های خلاقانه خود سعی در نوآوری وساخت وسایل جدید برای نسل امروز داشت و زندگی این پدیده دنیای الکترونیک و رایانه باید سرمشقی باشد برای جوانان در همه امور زندگی.

مدیرکل استاندارد و تحقیقات صنعتی آذربایجان غربی گفت: 17 آزمایشگاه همکار در زمینه استاندارد و تحقیقات صنعتی در این استان فعالیت می‌کنند.

 منصور جلایر پیش روز پنجشنبه 15/10/1390 در شورای استاندارد آذربایجان غربی اظهار داشت: این آزمایشگاه‌های همکار، در 9 ماه سال جاری هفت هزار و 644 مورد آزمون استاندارد انجام داده‌اند.

وی در ادامه با اشاره به نمونه‌برداری در مبادی عرضه، تولید، صادرات و واردات، تصریح کرد: در این زمینه شاهد 5 هزار و 625 نمونه‌گیری در استان هستیم.

این مسئول با بیان اینکه در این مدت 403 واحد دارای پروانه کاربرد علامت استاندارد در استان شناسایی شده‌اند، افزود: در سال جاری 125 گواهی ایمنی کیفیت آسانسور در استان صادر شده است.

منبع خبر:خبرگزاری فارس

مدیریت محترم سایت و همکاران محترم

با سلام

شرکت بنده نیز یکی از بسیار شرکت های فعال در زمینه آسانسور در ایران است که با تجربه های فراوان و استفاده از علم روز توانسته تا به حال آسانسور پروژه های بسیاری را با دانش روز  به پایان برساند ولی تا به حال موفق به عضویت در سندیکا و اخذ گواهی طراحی و مونتاژ نشده است. بنده و بسیاری از همکاران با تجاربی که در این راه به دست اورده ایم چنین فکر می کنیم که سندیکا مکانی شده برای بهره برداری و بدست آوردن منافع شخصی برای برخی افراد . خوب می دانیم که در بازار آسانسور متاسفانه شرکت های بسیاری وجود دارند که سالانه رقم های بسیار هنگفتی از مهر فروشی سود می برند. و شرکت های فاقد مجوز را با حمایت سندیکا استثمار می کنند. آیا مدیران تراز اول سندیکا از وجود چنین شرکت هایی بی اطلاع هستند؟ آیا حقیقت این نیست که بخشی از سندیکا منبع در آمدی برای بعضی ها شده است. کدام سندیکا یا همان اتحادیه برای  عضویت اعضایش شرایط انچنانی می گذارد. اتحادیه ها موظف هستند برای هر شخص حقیقی یا حقوقی با گرفتن مدارک شخصی اهراز هویت و شرکت نامه مجوز عضویت صادر کنند. هدف از تاسیس اتحادیه ها شناسایی افراد شاغل در یک شغل است. آنها اتحادیه را با استاندارد اجباری اشتباهی گرفته اند. امیدوارم ارگان های ذی ربط در این مسئله دخالت کرده و با این نحوه مدیریت برخورد کنند. مدیریت محترم سایت پارس لیفت نیز اگر به آزادی بیان اعتقاد دارند لطفا مطالب را روی سایت نمایش دهند.

سلام

كدوم بخش از آسانسور فعاليت كردن در آن بخش سود خوبي داره؟

با سلام
این طور که پیداست، قصد رسیدن به مقصد از کوتاهترین مسیر را داری؟

فعالیت در بخش بازرگانی و واردات اجناس کلیدی آسانسور از فبیل:

  • موتورگیربکس
  • ریل های کابین و ربلهای وزنه
  • ورق های آهنی و استیل مربوط به تولید کابین
  • سیم بکسل
  • کابل تراولینگ تخت و....... در صورت داشتن منابع مالی یکی از این مسیرهاست.

سه سال هست شاگرد نصاب هستم از نصب كردن خسته شدم

ديگه بايد به فكر راه هاي جديد باشم

اين چيزي كه من تو نصب ديدم سود نداره البته كار هم كامل براي من نبوده

ولي فكر كنم سرويس و نگهداري زياد سود داره درسته؟

با سلام
سعدی شیرین سخن چه زیبا سروده:
دلا اگر چه که تلخست بیخ صبر ولی
چو بر امید وصالست خوشگوار آید
پس از تحمل سختی امید وصل مراست
که صبح از شب و ........................
دوست عزیز در همه ی ایام و در تمامی اوقات و در سختی ها سعی کن از کلمات مثبت استفاده کنی و هرگز از بردن کلماتی که نتیجه منفی دارد، همچون "خسته شدم" - "نمی نوانم"- " نمیشه" و امثالهم استفاده نکنی که این کلمات روحیه خراب کن است.
با بکار بردن کلماتی چون می توانم، می شود، خواهد شد و....... شرایط پیشرفت و تعالی خود را مهیا نما.
بسیاری از استادکاران درجه یک این صنعت در ابتدا شاگردی کرده اند و سختی های بسیار کشیده، آنهم با مشکلاتی که درمربوط به گذشته بوده و هنوز بسیاری از ابزار آلات و ادوات جدید وجود نداشته، البته نمی توان نقش استادکار را در ایجاد انگیزه یا فراری دان انکار کرد.
بسیاری از استادکاران با متانت و صبوری سعی می کنند جوانان را آموزش داده و گام بگام مراحل پیشرفته تری را آموزش دهند، و تعداد قلیلی هم عکس این گروه بوده و طوری کار میکنند، که اولا" تلزه کار متوجه نشود و در ثانی اصلا" قصد آموزش ندارند و فقط به فکر بیگاری کشیدن هستند.
قسمت سرویس هم مشکلات خاص خودش را دارد، اما نسبت به کار نصب سبکتر بوده، اما کار پر مسئولیتی است.
پس با تمرکز و حوصله برای طی کردن پله های پیشرفت و تعالی مجددا" موارد را سبک و سنگین، و بهترین گزینه را انتخاب کن. موفق باشی

سلام

 در تاريخ 12/12/1387  پس کلی تلاش و این اداره و آن اداره رفتن، شركت خود را ثبت نمودم و در تاريخ 9/7/1390 موفق شدم پروانه طراحي و مونتاژ را اخذ نمایم، تقريبا از مهر ماه 88 تصميم به عضويت گرفتم.

جالبه تا حالا راجع به این موضوع فكر نكرده بودم، الان كه عدد ها رو ميزارم كنار هم ميبينم حدود دو سال طول كشيد تا پروانه طراحي و مونتاژ صادر شود.

  ولي خلاصه پروانه را گرفتم، مثل زمانیكه پايان خدمت رو ميگيري و خوشحال از پادگان فرار ميكني غافل از اينكه  يك دنيا مشكل را پيش رو داري ؟

رفقا اين همان كلمه  ((زندگي)) است كه بعضي ها به دنبال معني آن در لغت نامه ميگردند .

اینکه "سندیکای صنعت آسانسور" مشکلات زیادی دارد شکی در آن نیست. ولی عضویت در سندیکا آنقدر هم میگید سخت نیست.

  • داشتن عضویت در اتاق بازرگانی
  • داشتن دفتر با موقعیت اداری
  • در استخدام داشتن یک نفر مهندس در هیئت مدیره شرکت

 سخت ترین موارد دریافت عضویت اینها می باشد. واقعا آدم خنده اش می گیرد.

علت اینکه عضویت در سندیکا طول می کشد (برای خود بنده سه سال طول کشید تا عضو بشم) خودمان مقصر هستیم.

یه روز یه سری مدارک می بریم نصفش را نمی بریم. تا میاییم نصفه دیگرش را تکمیل کنیم می بینیم اعتبار قبلی ها (مثل اتاق بازرگانی- بیمه مسئولیت مدنی-...) تمام شده است. تا میاییم دوباره آنها را بگیریم می خوره به انتخابات سندیکا- تعطیلی های مکر تهران و...

تازه از اینا که گذشتیم، یا در امتحان قبول نمی شیم. یا اینکه چند ماه طول می کشد استعلام مدرک از ارگان مربوطه بیاید

همهی اینا را به حساب سندیکا نگذاریم

برای آزمایش که می آیند، حالا یک شرکت متقاضی تمامی مدارکش را (تاکید می کنم تمامی مدارکش را) آماده میکند و برای عضویت با هماهنگی خبرنگارانی از سایت پارس لیفت- دنیای آسانسور- لیفتیران و... به سندیکا مراجعه میکند، ببینیم چند ماه طول می کشد. حداکثر 3 ماه بیشتر طول نخواهد کشید.

اینکه میگید بعضی با چراغ سبز سندیکا مهر فروشی می کنند و پول در میاورند؟

  • آیا سود فروش یک آسانسور بیشتر است ؟
  • یا سود مهر فروشی؟

اگر بازار آسانسور ایران سرو سامانی داشت و توسط عده ای نصاب نه چندان مسلط به کار با قیمتهای نازل خراب نمی شد، سود آسانسور حداقل 50 درصد بالا  بود.

حالا با توجه به این مطالب بفرمایید مهر فروشی چه سودی برای سندبکا دارد؟

مهر فروشي بسيار کار ناپسند و مزمومی است و متاسفانه علي رغم اينكه سنديكا براي جلو گيري از آن تلاش زیادی بکار برده و بسیاری از راه ها را مسدود كرده است ولي همچنان بعضي ها درست مثل اینکه در قايقي نشسته و ميخي در دست دارند و جايي كه خودشان هستند را سوراخ مي كنند غافل از اينكه ابتدا خود و بعد همه با آن قايق غرق خواهند شد.

من در وبلاگ آسانسوري ها مشكلات متعددي را در این رابطه مطرح كرده ام.

با سلام مطالب سایت و دوستان بسیار مفید می باشد.به نظر بنده با همکاری می توانیم این گواهی را گرفته و زیر نظر قانون مشغول فعالیت شویم.پس از دوستان دعوت به همکاری می کنم.همه شرایط در شرکت ما فراهمه فقط دنبال نیروی فنی با سابقه بیمه هستم.

سلام آقای طبسی

من نصاب اسانسور هستم با بیش از 8 سال سابقه، کارم در حد عالی است.

میخواهم شرکت آسانسوری تاسیس کنم، ولی در مورد مدارکی که برای این کار لازم است اطلاعات زیادی ندارم خواهش میکنم مرا راهنمایی کنید.

با سلام

در رابطه با تاسیس شرکت آسانسوری در گذشته پرسش و پاسخهای فراوانی انجام شده که  چنانچه علاقمند به آگاهی از این مطالب هستید، باید این بخش ها را مطالعه فرمائید.

به عنوان نمونه به مواردی مثل گزینه های زیر و کامنتهای آن مراجعه کنید:

موفق باشید.

بنام حق

ضمن عرض سلام و ادب محضر جناب استاد طبسی و سایر دوستان و همکاران عضو سایت پربار پارس لیفت

نمیدونم اخیراً چون من حساس شدم اینجوری شده یا نه واقعاً همکاران شدیداً درگیر پیچ و خم های اداری و وضعیت بازار فروش قطعات و ... هستند. با هر کدوم از همکاران و دوستان آسانسوری صحبت می کنم حرفاش پر از گلایه اس. و اکثراً گلایه ها از رقابت نا سالمه. این که تعدادی افراد سود جو و یا شاید نا آگاه افتادن تو بازار کار و با دادن قیمت های واهی و باور نکردنی بازار رو قبضه کردن و کار و کاسبی دوستانو تخته

ولی هر چقدر سبک سنگین می کنم و بررسی می کنم، نتیجه یکیه:

  • با ارقامی که به گوشم میخوره، نمیشه یه آسانسور استاندارد جمع کرد مثلاً یکی از ارقامی که به گوشم خورده واسه یه آسانسور 5 توقف  17 میلیون تومن قرارداد نوشتن !!!!!!!

به نظرتون ارزش واقعی ماشینی که با جان افراد سروکار داره، چقدر باید باشه؟

مسئولیتی که یک شرکت آسانسوری در قبال مهر کردن پای اوراق گواهی آسانسور را بعهده میگیره، چقدر می ارزه؟

بنده با چشم خودم دیدم، گاورنری که ساخت یه کمپانی معتبر داخلی بود، یه تکه کوچولوی گچ رفته بود داخل فنرش و عمل نکرد، به نظرتون خدای نکرده، اگه یکبار ترمز مکانیکی عمل نکنه و فاجعه ای که نباید رخ بده، حادث می شد اونوقت شرکتی که قرارداد 17 میلیون تومنی می بنده اصلاً توانشو داره که قبول مسئولیت بکنه؟

از طرفی شرکتهای معتبری هم هستن که کار رو به قیمت می گیرن و آسانسورهائی نصب میکنن که واقعاً آدم وقتی می بینه لذت میبره و علاقه ش نسبت به شغلش افزوده میشه

اگر دوستان کمی وقت بزارن و مشخصات فنی و قیمتهای قراردادی برند های اروپائی مشهور که آسانسورهای ایمن میسازن رو بررسی کنن میبینن که عملاً قطعاتی که استفاده میشه رو میشه از طریق تجار قدرتمند داخل هم تهیه کرد و با کمی بیشتر وقت گذاشتن در عملیات نصب و اجرائی عین همون آسانسور ها رو ساخت و نصب کرد، پس مفهوم این اختلاف فاحش قیمت تمام شده چیه؟

نمایندگی های فروش و نصب برند های معروف علاوه بر محصولاتی که نمایندگیشونو دارن، آسانسورهای تلفیقی رو هم پیشنهاد میدن و کار میکنن و جالب اینجاست که بعضاً نحوه استارت و استپ و حرکت و ایمنی آسانسور های منصوبه خودشون بهتر از نوع پکیج در میاد و مهمتر از همه امکان ارائه خدمات پس از فروش در این آسانسورها راحت تر و سریعتره

  • فقط یه همدلی و همفکری قوی نیاز داریم تا به داد صنعت ارزشمندمون برسیم
  • کار آسانسور اکثراً متکی به نیروی انسانیه و بدن انسان این قابلیتو نداره که 100 سال تحت فشار کار کنه

پس باید اجرتی که عاید نیروی انسانی و شرکتها میشه ارزش واقعی صرف انرژیشون را داشته باشه تا آینده شو نو تامین بکنه

قیمتهای پائین نه تنها باعث پیشرفت نمیشه، بلکه دقیقاً بر عکس عمل میکنه و موجبات درجا زدنو برا شخص یا شرکت فراهم میکنه

ای کاش می شد مثل سایر اتحادیه های صنفی یک چار چوب واحد تعیین کرد و ملاک عمل قرارداد

معذرت میخوام که وقت ارزشمنتونو گرفتم

با سلام و عرض ارادت خدمت تمامی دوستان

من هم با گفته های دیگر دوستان موافق هستم که چرا سندیکای آسانسور علی الظاهر محلیست جهت انحصار این صنعت؟

چرا برای کسانی که از پشتوانه مالی و جایگاه عالی اداری والایی برخوردار هستند، همه شرایط را مهیا می کنند؟

براستی تکلیف همکارانی که سالها نصاب و یا کارمند شرکتهای بزرگ بوده اند و موجب ترقی و رونق روزافزون و پر شدن حسابهای بانکی و بالاتر رفتن جایگاه تجاری و اقتصادی اینگونه شرکتها شده اند و امروز با مرارت و زحمت بسیار شرکت ثبت کرده و قصد دارند برای خود و کشورشان سود آور بوده و از علم و دانش خود برای ارتقاء سطح اقتصادی بهره گیرند، حق و اجازه ندارند که بطور رسمی در این صنعت حساس فعالیت داشته باشند؟

 نتیجه اینست که شرکتهای پشت سد دریافت پروانه طراحی و مونتاژ مانده، مثل قارچ در گوشه و کنار رشد کرده و باید با خرید مهر و پرداخت بهای هنگفت به شرکتهای بزرگ امرار معاش کنند.

آیا براستی اینگونه برخورد درست است؟

چرا در حالی که بنده دارای بیش از پانزده سال سابقه طراحی، مونتاژ، نصب و ساخت و طراحی کابینهای آسانسور زیبا و پر فروش هستم و با علم و تجربه خود ایده های بسیاری را در تولیدات ارائه داده، امروز که پس از سالها کارگری و کسب تجارب گرانبها و کارآمد اقدام به تاسیس شرکت کرده ام از دریافت پروانه فعالیت رسمی محروم باشم.

حال سئوال این است که وظایف اتحادیه صنفی آسانسور یا همان سندیکای صنعت آسانسور جلو گیری از فعالیت و کسب و کار همکاران تازه وارد و حفظ منافع بعضی هاست؟

آیا نباید سندیکا با سامان بخشیدن به این صنف و احقاق حقوق یکسان همکاران باشد؟

در پایان با سپاس فراوان از دلسوزان حاضر در سندیکا و اساتید و بزرگان این صنعت که دانش و تجربه امروز من حاصل علم امثال ایشان است و آرزوی رونق روز افزون کسب و کار همکاران صاحب جایگاه و شرکتهای صاحب نام این صنعت.

باتشکر

محمد رضا شکرالهی

شرکت آسانسور آسمان

 

 مگر کز روزگار آموخت نیرنگ// که از موی سیاه ما برد رنگ//

سلام به همکار خوب آقای محمدرضا شکرالهی- همکار منم مثل شما از بعضی رفتارا دلخونم  گرچه به کیفر دنیا معتقدم وسعدی شاعر ایرونی چه زیبا سروده

در گرگ نگه مکن که بزغاله برد// یک روز ببینی که پلنگش بدرد

این روزگارم مثل سفیدی موی سر همسن و سالا که حتی اگه رنگش کنن خلاصه خودشو نشون میده یه روزی شاخ و برگ و اقتدارشونو زرد میکنه و می ریزونه اونوقت اونایی که در حق من و شما و امثال ما ظلم و بی عدالتی و بی معرفتی کرده اند- باید با خودشون کلنجار برن و عذاب بکشن و شاید هم.....مثل همون شعری که سعدی گفته آخرعاقبتشون بشه- شنیدم یکی از همین آقایونکه تو دوره مدیریتش  موارد زیادی مشکل داشت و سر وصداش دراومد و  مدتی گذاشت و رفت عبرت نگرفته و دوباره آفتابی شده حتی تو نمایشگاه آسانسور هم براش یک نوبت نمایشگاه نشینی گذاشته شده بود-

خوبی  زحمتکشای این صنف تو اینه که نیازی نیست بهشون بفهمونی یا بگی چه خبره - خودشون از همه چیز خبر دارن و همه چیزارو میدونن و افراد رو خوب میشناسن ولی چه میشه کرد  سکوت میکنن والا همه را خیلی خوب میشناسن و میدونن که خادم ه و کی خائن- امیددارم کسای با صلاحیت و متعهد  سرکار باشن و بجای منافع شخصی بفکر صنعت باشن و مخصوصن صاحب فکر و عمل صنعت که شما هم گفتی ما حاصل علم و دانش و تجربشونیم- که اگه خدای نکرده قدر صنعتگر را ندونن و بفکر تامین قانونی حقوقشون نباشن چوبشو یه روزی بدجوری میخورن.

همکار گرامی جناب آقای شکرالهی

در خصوص مطلب شما به اطلاع میرساند:

همه ما بر این باوریم که اشخاص حقیقی یا حقوقی که اقدام به فروش، نصب وراه اندازی آسانسور مینمایند باید از دانش فنی و امکانات لازم برخوردار باشند دستورالعمل صدور پروانه طراحی و مونتاژ آسانسور توسط وزارت ،صنعت ،معدن و تجارت به کلیه سازمانهای صنایع استانها ابلاغ گردیده و هیچ فرد یا تشکلی نمی تواند بر خلاف دستورالعمل مذکور اقدام به صدور پروانه نماید.

چنانچه فکر میکنید در این خصوص سندیکای آسانسور و یا ... در خصوص شما و یا هریک از همکاران دیگر کوتاهی و یا .... انجام داده اند اینجانب توان پیگیری و احقاق حق حضرتعالی و دیگر همکاران را دارم.

از طریق جناب آقای طبسی تماس حاصل نمایید اگر در این خصوص حق با شما باشد پیگیری میکنم تا به حق خود برسید.

 البته باید جنابعالی به این نکته توجه داشته باشید که سندیکای صنایع آسانسور یک تشکل از آحاد جامعه آسانسوریهاست، جنابعالی هم میتوانید عضو شوید و برای هیئت مدیره سندیکا کاندید شوید.

با توصیفی که خودتان فرمودید عده زیادی از همکاران شمارا میشناسند، پس این افراد به شما رای خواهند داد.

سندیکای آسانسور در حال حاضر حدود 900 عضو از سراسر کشور دارد که نمی توانید این افراد را انحصار گرا بنامید. چون تقریبا 80% افراد فعال آسانسوری که سعی نموده اند موارد قانونی را رعایت نمایند عضو سندیکا میباشند.

با سلام به تمام زحمت کشان جامعه صنعت آسانسور

من چند سالی راه اندازی آسانسور را انجام می دهم، ولی دیگه از این کار خسته شدم چون 60% شرکتهای آسانسوری تا پول ازشون نخواهی براشون خوبی و اینکه هیچ یک از این شرکتها تو رو بیمه نمی کنه که یه پشتوانه بیمه ای و سابقه پرداخت حق بیمه داشته باشی 

از دوستان عزیز سوالی داشتم، اونم اینه که:

  • برای بازرس آسانسور  شدن چه شرایطی باید داشت؟
  • اصلا از کجا باید اقدام کرد؟
  • و اینکه چه رشته هایی را برای این کار استخدام میکنن؟
  • آیا رشته مکانیک (ساخت و تولید) می تونه بازرس آسانسور بشه؟

باسلام حضور تمامی همکاران و مخصوصا"جناب آقای مهندس ابریشمی

خدمت دوستان گرامی عرض شود فکر میکنم مشکل همکارمان، همانند مشکل من و خیلی دیگر از همکاران فقط روی یک موضوع متمرکز است.

همان موضوعی که باعث شده تا بعضی از افرادی متأسفانه سودجو از این موقعیت سوء استفاده کنند. آری منظور من همان:

  • سابقه تأمین اجتماعی جهت ارائه به سندیکای صنعت آسانسور است .

این محکمترین سدی است که سر راه خیلی از ما قرار دارد . این در حالی است که ما در امتحان کتبی قبول میشویم اما چون مثلا یکسال سابقه کسر داریم باید برویم سراغ شخصی دیگر جهت مدیر فنی شرکت خودمان !

جالب اینجاست جناب مهندس، افرادی که بعضا" دارای سابقه بیمه هستند در امتحان رد میشوند !!

این دقیقا همان اتفاقی است که قبلا" برای من افتاد .

یکسال سابقه بیمه، کسر داشتم . فردی را معرفی کردم که سابقه داشت اما در امتحان 10 بار رد شد.

  در صورتیکه خود من بار دوم قبول شدم ( جهت تکنسین فنی ) 

نکته جالب اینجاست که سوالات تکنسین آسانسور  و مدیرفنی در یک رده بودند !!!

البته جالبتر اینجاست که منظور من از کسری سابقه این نیست که سابقه کار آسانسور نداشته باشم.

همه میدانیم که در گذشته اکثرا" نصاب پیمانی را بیمه نمیکردند .

من مکانیک و راه اندازی آسانسور را حدود 4 سال به صورت پیمانی انجام دادم، در صورتیکه الان خیلی راحت آقای مهندس .... و آقای مهندس ...... میگویند این سابقه کار مورد قبول نیست، حتی اظهار میدارند که نامه گواهی سابقه هم قبول نیست .

چطور است که الان نامه مورد قبول نیست آنهم برای کسری سابقه!

درحالی است که خود آقایان کل سابقه خود را با نامه ارائه کرده و بر اساس آن جواز گرفتند .

سرتان را دردآوردم، چه میشود کرد گاهی باید گلایه و درد دل را به دوست گفت

باتشکر از زحمات دوستان عزیز و شما جناب مهندس ابریشمی و همه اعضای اسبق سندیکای صنعت آسانسور ایران

با سلام خدمت دوستان عزیز بنده قصد تهیه سابقه جهت اخذ پروانه طراحی رادارم؟

حال یک سوالی برام پیش امده عده ای می گویند که یک شرکت اسانسور به ثبت رسان و بعد از 3 سال نامه گواهی سابقه را از شرکت دیگری که دارای پروانه هست بگیر؟؟

حال سوال بنده این است که ایا این مدارک برای سابقه کار کافی است یا باید حتما بیمه تامین اجتماعی باشیم؟؟

بنده مدرک لیسانس دارم!!

سابقه مدیر فنی برای صدور پروانه واحد طراحی و مونباژ آسانسور را میتواند شرکت های با سابقه تایید کند؟

با سلام

علیرغم تمام سختیها وموانع،به فکر گرفتن پروانه طراحی و مونتاژ افتاده ام.اما اطلاعات درستی در مورد امتحان مدیر فنی و تکنسین ها ندارم.در مورد منابع امتحان و چگونگی آن راهنمایی کنید لطفا.

با سلام
پدر بنده سال 76 شرکت اسانسوری واردات وصادرات نصب ونگهداری اسانسور داشتن که به دلیل تصادف دیگه کار اسانسور انجام ندادن من الان رشته اسانسور دانشگاه کوشا میخونم و کار راه اندازی اسانسور هم انجام میدم میخواستم ببینم میتونم دوباره شرکت پدرم فعال کنم

 من ليسانس برق دارم و دادشم ليسانس عمران، تو يه شرکت کار می کنيم که ما را بيمه نکرده است.

شرکت آسانسوری یکی از بستگان 5ساله مارو بيمه کرده اين موضوع در اخذ پروانه طراحی و مونتاژ امده چند شرکت به ما پيشنهاد داده اند که یکی مدیر فنی و یکی بصورت تکنسين با آنها همکاری کنیم، خلاصه ما پيشنهادشونو رد کرديم، جديدن فامیلمان به وسيله ما تونست پروانه طراحي بگيره، والا ما از آسانسور چيزي سر درنمياريم

ضمن عرض سلام خدمت مدیریت سایت، شاید این سوال خیلی از دوستان باشد من با دوستان که صحیت کردم در رابطه اخذ پروانه طراحی و مونتاز قریب به اتفاق مشکلاتی دارن شما بفرماید که این ملاک بیمه یعنی چی؟

من اشخاصی را سراغ دارم که کار اسانسور انجام نداده اند ولی در شرکتی لیست آنان بیمه رد میشود  آیا این اشخاص شایسته دریافت پروانه هستند؟

 من در شرکت خودم از که سال 82 تاسیس شده دنبال پروانه نرفتم، چون زیاد نیاز نبود باتوجه باینکه درشرکت ما 4 نفر لیسانس هست ولی سابقه بیمه ندارند

  • یکی لیسانس عمران و دارای پروانه نظام مهندسی هست که همکاری میکند
  • یک نفر لیسانس مکانیک هست
  • و 2 نفر دیگر دارای لیسانس عمران و برق هستندسوال اینجاست که هرکس در زمینه کاری خودش بیمه رد میشود آیا راهکاری هست برای دریافت پروانه طراحی و مونتاژ؟ و یا اینکه باید شخصی که لیسانس مکانیک دارد را برای دوره و یا امتحانات طراحی مونتاژ معرفی کنم و اگر در آزمون قبول شود باز نیاز به سابقه بیمه دارد یا همان قبولی در ازمون کفایت میکند؟

  تشکر میکنم راهنمای کنید و یا برای ثبت نام آزمون طراحی مونتاژ باید به کجا مراجعه نمایم؟  ممنون میشم راهنمایی کنید

با عرض سلام و خسته نباشید .

برای اخذ پروانه باید تقاضای کتبی روی سربرگ شرکت ارائه کنیم میخواستم بدونم چه متنی و دقیقابرای چه واحدی از وزارتخانه باید بنویسیم .

ممنون میشم راهنماییم کنید .

با عرض سلام خدمت دوستان عزیز

بنده نصاب آسانسور هستم ۳ سال سابقه بیمه آسانسور دارم و از طرف یه شرکت برای تکنسین پیشنهاد دادن میخوام به عنوان تکنسین شرکت بیمه ام رو رد کنن تا بتونن پروانه طراحی و مونتاژ بگیرن اما نمیدونم در قبال این کار چه چیزی باید از این شرکت بخوام چون قرار نیست براشون کار کنم فقط به سابقم احتیاج دارن و این‌که گفتن به مدت ۳ سال بیمه ام رو رد میکنن میخواستم راهنماییم کنید برای قرارداد چه چیزاهایی رو باید درنظر بگیرم وچکار کنم؟

لطفا راهنماییم کنید

باتشکر

 

افزودن دیدگاه

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.
CAPTCHA
این سوال برای تشخیص کاربر واقعی از ربات های اسپمر می باشد.

لطفا حاصل جمع دو عدد بیست و پانزده را به عدد بنویسید.