آسانسور کاری یدی و سنگین است

تاریخ انتشار: ی., 2012/12/16 - 13:42 توسط قاسمی

با سلام . از آقای طبسی متشکرم و در ضمن همان طور که ایشان لطف می کنند پاسخ به سوالات را می دهند دیگر دوستان و همکاران هم اگر صحبتی یا پاسخی دارند ما خوشحال می شویم که از راهنمایی های آنها نیز استفاده کنیم.

نصب ، راه اندازی ، سرویس ، تعمیر آسانسور همه کارهای یدی و سنگین هستند (مخصوصا نصب مکانیکی). من خیلی به این موضوع فکر می کنم که مثلا من یک جوان 24 ساله تا کی می توانم این کارها را انجام دهم؟ مسلما با بالا رفتن سن و سال و حتی با توجه به فعالیت جسمی سنگین در مدت اشتغال به کار آسانسور به نظر من انسان زود از کت وکول می افتد وسلامتی او خیلی زودتر از کارکنانی که کارشان سنگین نیست تحلیل رفته و افت می کند.

من شخصا دوست دارم روزی برسد که یا بازرس یا مدیر فنی بشوم یا قسمتی که مجبور به حمل قطعات سنگین و انجام کارهای سخت و خطرناک و صرفا جسمی نباشم یا خیلی کمتر باشم. می دانم که حقوق یک بازرس آسانسور نصف درآمد یک نصاب در ماه هم نمی شود اما برای من مهم تر از بحث مادی کار بحث آرامش کاری است. زمان هایی که کار نصب و راه اندازی انجام می دهم و اول شب برمی گردم به خانه از خستگی و کوفتگی زیاد حتی نمی خوام با کسی حرف بزنم یا حرفی بشنوم و فقط دوست دارم دراز بکشم یا بخوابم.

به نظر شما آخه اگر همیشه انسان از سر کار برمیگردد بد اخلاق شود و توی خودش فرو رود ، اسم این را زندگی کردن می توان گذاشت؟

جناب آقای طبسی باز هم به شما زحمت دادم. خواهشا راهنمایی ام کنید و بفرمایید آیا این طرز تفکر من نسبت به کار آسانسور درست است یا واقعا این گونه که من فکر می کنم نیست ؟ و با توجه به صحبت های فوق به نظر شما چکار کنم برام بهتر است ؟ 

دیدگاه‌ها

با سلام
پیش از ظهور اتوماسیون و مکانیزاسیون که در روند فعالیت های دستی به ماشینی بوجود آید، از گذشته های بسیار دور اکثر کارهای فیزیکی و دستی توسط نیروی کارگر انجام می شده است. (از وجود حیوانات نیز برای کمک به کارگر نیز استفاده می شد.)
اما این عرصه با رنسانس صنعتی از ابتدای قرن نوزدهم و ظهور اتوماسیون و مکانیزاسیون شاهد کاهش نیاز به کار دستی و نیروی کارگر و به طور همزمان توجه ویژه ای به حمایت از کارگر و گسترش استفاده از ابزار شد.
مکانیزاسیون و اتوماسیون در تلاش برای کاهش میزان کارهای دستی بوده و انگیزه آن حذف کارهای سنگین از دوش نیروی کار بوده و لذا به مرور با ورود ابزار و انواع لوازم کششی و بالابر و دیگر تجهیزات برای کارهای سنگین، انجام این کارها توسط ماشین آلات و با نظارت کارگر انجام می گرفت.
اولین کسی که به کمک نیروی کارگری در بخش کشاورزی آمد و آنان را از کارهای سنگین بر روی زمین نجات داد "هنری فورد" انگلیسی بود که با اختراع ماشین شخم زنی به کمک این قشر زحمتکش آمد.
ضمن اینکه عبارت "کار سخت" از ادوار گذشته وجود داشته که این کارها مترادف با انواع کارهای سنگین و توان فرسا توسط کارگر بوده است. البته هر کاری به طور بالقوه می تواند توسط انسان و با استفاده از مهارت و هوش و استعداد وی به صورت دقیق انجام شود که این مهارتها امروزه با آشنایی با انواع ابزار و لوازمی که به کمک نیروی کار آمده است، او را به عنوان "کارگر ماهر و متخصص" از کارگر ساده جدا می کند.
متاسفانه در فرهنگ کارگری ما هنوز بسیاری از این امکانات جایی نداشته و بخش وسیعی از نیروی کارگری فقط با اتکاء به نیروی بازو صبح را به شب رسانده و همیشه پسوند "کارگر ساده" را با خود یدک می کشد.

آیا بهتر نیست بجای اینگونه فشار آوردن

به بدن با ابزار مربوطه این جابجایی را انجام داد،

وسایلی مثل جکهای چرخدار مخصوص؟
در رابطه با فعالیت نیروی کار در صنعت آسانسور، که تقریبا" کاری صنعتی و دارای کلاس بالایی می باشد، نیروهای جوان مستعد و اکثرا با تحصیلات مناسب مشغول بکار هسنتد و خوشبختانه تجهیزات و ابزارآلات مدرن به کمک آنان آمده و در صورتیکه نیروی کار این صنعت به این ابزار آلات توجه داشته باشد و از آن در مراحل گوناگون کار استفاده نماید، نیازی به کار دستی که متکی به مصرف انرژی و ایجاد خستگی زودرس شود نمی باشد.
البته همانطوریکه اشاره کرده اید نیروی کار قدیمی این صنعت تا همین اواخر به سبک قدیم و با استفاده از نیروی کارگری و دستی کارها را انجام می داد.

اگرچه اگر کار سنگین با رعایت اصول ایمنی و بهداشتی و بر اساس آموزه های متخصصین استیل بدن و بر اساس توانایی های گوناگون اجزای بدن کار انجام شود تاثیرات نامطلوب کمتری داشته و میتوان با رعایت اصول مراقبتی و فیزیکی اندامها، بدون عارضه و عواقب ناگوار کار کرد، ولی باید سعی داشت با پیشرفت تکنولوژیک اینگونه تجهیزات، همگام شد و از این گونه امکانات و تجهیزات به نحو احسن استفاده نمود .
متاسفانه به دلیل افزایش نرخ تجهیزات و گران بودن آنها، بسیاری از شرکتها سعی دارند با حداقل هزینه کردن برای تامین تجهیزات کمکی نیروی کار، فقط به اتکای نیروی بازوی کارگر نسبت به انجام کارها اقدام نمایند و اینجاست که مشکلی که شما به آن اشاره کرده اید خودنمایی می کند.
گرچه این شرکتها هم ناچارند بعضی از ابزار آلات را بالاجبار تهیه نمایند، مثل T4 و یا جرثقیل های زنجیری دستی، اما این همه آن چیزی که باید در اختیار نیروی کار باشد نیست.

برای حمل و جابجایی وسایل سنگین

از قبیل ریلها، موتورگیربکس، تابلو کنترل،

قاب وزنه، وزنه های تعادل و............

بهتر است از ابزار مناسب کمک گرفت
به خاطر دارم که در دورانی که در پروژه های گوناگون شرکت شیندلر حضور داشتم، نیروی کار ناچار بودند دستگاه جوش 400 آمپر  70- 60 کیلویی را 10 طبقه از راه پله ای که پله نداشت و به جای پله در فواصل بلند حدود 40 سانتیمتری نسبت به هم چندتا آجر را با گچ چسبانده بودند، بالا ببرند.

( امروز با ورود دستگاههای جوش اینورتری که بسیار سبک و کوچک شده چه راحت آن را با یک دست با خود حمل می کنند)

یا موتور گیربکس آسانسور  500 کیلویی را به دو طریق:

  • با نیروی کارگر و از مسیر راه پله
  • بوسیله T4 و از داخل چاه آسانسور، چقدر باید عرق می ریختند تا با اهرم دستی دستگاه T4 سانتیمتر سانیمتر موتورگیربکس را بالا بکشند، تازه وقتی به طبقه آخر می رسید باید با چه مشقتی آنرا از درون چاه اسانسور بیرون می کشیدند و یک طبقه آخر تا موتورخانه را باز بوسیله دست حمل کنند.

چقدر انگشت و پا و اجزای بدن این زحمتکشان عزیز در این حمل و نقل ها اسیب دید و بعضی از کار افتاد؟

امروز در بعضی کشورها حتی برای بلندکردن

یک سطل سنگین از ابزار استفاده می شود

نیاز ضروری به بهبود اساسی در استفاده از تجهیزات و رعایت مسائل ایمنی و حفاظتی نیروی کار بسیار ملموس و قابل توجه بوده، پس باید فرهنگ کار را ترفیع داده و مثل پیشگامان صنعتی جهان گام در مسیری گذاشت که کرامت و سلامت انسان حفظ شود و بجای استفاده از زور بازو و نیروی انسانی برای حمل و نقل و جابجایی، ابزار مناسب اینگونه فعالیتها را شناخته و با استفاده بجا از هر کدام ضمن تسریع در کار، انرژی خود را نیز صرفه جویی نموده و در زمان خاتمه کار بدون خستگی به سوی خانه گام برداشت و پر انرژی و شاداب وارد محل امن و آسایش شد.

می شود اینچنین بود به شرطی که کارفرمایان نسبت با تامین تجهیزات مناسب و به تعداد اقدام نمایند و نیروی کار نیز ضمن داشتن توانایی کارکرد با این تجهیزات به صورت جدی از کارفرما  تامین ابزار و لوازم مناسب کار  را بخواهد
امیدوارم این تفکر در بین همکاران عزیز بخصوص نسل جدید فراگیر شده و رنساسی در عملیات اجرایی نصب آسانسور و استفاده از ابزار مربوطه بوجود آید.
به امید آنروز

با سلام

هرکاری سختی خودش رو داره، حتی اونی که پشت میز نشسته. آدم باید:

  • به کارش عشق بورزه
  • با کارش حال کنه
  • نیرو اضافه کنه
  • کارا رو تقسیم کنه اگه این موارد را رعایت کنی فشار جسمی کمتری به خودت و همکارات وارد میشه.

در مورد خستگی فکری باهات موافقم، واقعا راه انداز باید تمام خراب کاریهای قبل از خودش رو جمع و جور کنه تا بتونه آسانسور را تحویل استاندارد بده، بقیه نصابها پولو گرفتن و رفتن پی کارشون، راه انداز بیچاره باید بدوه دنبال دستمزدش، حالا کی  بهش پول بدن خدا عالمه؟ بعد از یه مدت دیگه خسته میشی و به خودت استراحت میدی، وقتی هم بیکاری کلافه ای از اون ور هم به فکر گرفتن سرویس چندتا آسانسور می افتی،  بعد تو یه روز که مجبور مبشی 4 تا خرابی آسانسور را برطرف کنی، به خودت میگی: ای بابا سرویس هم حال نمیده گرچه شنیدی که میگن پولش خوبه ، تازه اگه این تراکت طبقه ای 3 هزار تومنی ها بزارن، آره کار سرویس آسانسور اگر چه خیلی با خودش مشکلات و مسائل داره، اما خوبه.

مخصوصا" گرفتن سرویس با نرخ سندیکا، من یه ساله دارم سرویس جمع میکنم البته اگر کارت خوب باشه و مشتری ازت راضی باشه:

  • مشتری مشتری میاره
  • نه دفتر دارم و نه شرکت
  • خدارو شکر یه 70 دستگاه آسانسور سرویس ماهانه دارم
  • ماهی هم تا  4 تا آسانسور راه اندازی می کنم
  •  1 یا  2 تا مکانیکال آسانسور را انجام می دهم، خدا را شکر کارخوب تحویل مشتری می دهم و کارم هم بد نیست.
  • از الان تا 1 ماه بعد از عید هم کار دارم از کار مردم هم نمیزنم با جون و دل کار میکنم آشنا و غریبه نداره آدم باید وجدان کاری داشته باشه از سال 1382 تو این کارم به جز 2 سال که سرباز بودم 26 سال هم بیشتر سن ندارم همه نوع مدل آسانسور هم راه اندازی کرده ام من هم خسته شدم خوشم نمیاد دیگه کار کنم ولی اگه این کار و نکنم چکار کنم کاری بلد نیستم یا باید مسافر کشی کنم یا .....پس به همین حرفه ادامه میدم شاید خدا کمکم کنه یه روز اوضاعم خوب بشه

راستی یه مشکل عمده تو صنف ما نصابها هست که خیلی بده، اونم رو دست هم بلند شدن است، اگر نصابها بیان با هم و متحد باشن و پشت هم را داشته باشن، خیلی از مشکلات حل میشه.

مثلا من قیمت میدم طبقه ای 120 یه نصاب میاد قیمت میده 75 خیلی بده، وقتی که قیمت را پائین بیاری باید از کار هم بزنی، کار بی کیفیت تحویل مشتری بدی، ارزش کار رو خود ما نصابها میاریم پایین، دستمزد کارگر ساده سر میدان 15 هزار تومان بوده ، من آسانسور نصب می کردم طبقه ای 80

الان دستمزد همون کارگرساده شده 40 هزار تومان، انتظار دارن آسانسور را طبقه ای 80 نصب کنیم. تازه بعضی از همکارای تازه کار با نرخ پایین تر هم کار می کنن. این مشکل اساسی کار ماست، که با کار نامرغوب و بی کیفیت کارو خراب کردن

سلام

گاهی حسابی از کار نصب آسانسور خسته میشم نه اینکه این کار و دوست نداشته باشم، به علت سنگینی کار و خستگی جسمی میگم خسته میشم. اینجاست که کارو تعطیل میکنم یه 10 پانزده روز استراحت می کنم بعد دوباره با انرژی برمیگردم سرکار

از این که بعضی ها با کار ضعیف و بی کیفیت و سرهم بندی با دستمزد پایین تر کار میکنن دل من هم خونه، امیدوارم یه روز برسه تا این مسائل نداشته باشیم و نبینیم، یه روزی برسه دستمزد نصاب نیز بر اساس تجربه و تخصص و رتبه بندی مشخص بشه

 

سلام

تجربه ها رو به اشتراک بزاریم تا از تجارب یکدیگر استفاده کرده و بستر پیشرفت کاری را هموار نموده و راحتر به کارمون ادامه بدیم

مثلا" من برای "بالابردن موتورگیربکس آسانسور" و دیگر لوازم سنگین، از یه وینچ چینی با ظرفیت 500 یا 1000 کیلو استفاده میکنم که با برق تک فاز کار میکنه و وزن کلی این وینچ هم 30 کیلو بیشتر نیست.

در کارگاهی که موتورگیربکسش موجود باشه، موتور گیربکس را قبل از اجرای دال بتونی سقف چاه بالا میبرم و به قلاب سقف آویزونش میکنم.

  بعد از پایان بتون ریزی تا خشک شدن بتون یه چند روزی طول میکشه، بعد از گرفتن بتون، به راحتی موتورگیربکس را  روی سکو میزارم.

اما اگه "دال بتونی سقف چاه آسانسور" اجرا شده باشه، سعی میکنم از بالا بر ساختمونی که برای حمل مصالح استفاده میشه استفاده کنم.

البته قبل از اینکه بخواد موتورگیربکس را بلند کنه از محکم بودن و خوب مهار شدنش مطمئن میشم و کلیه موارد ایمنی را رعایت می کنم.

با همین بالابرهای ساختمانی، موتورگیربکس شیندلر را تا 8 طبقه بالا بردم.

اما گه بالابر در ساختمان نبود و بتون را هم ریخته باشن،از همون روش های قدیمی استفاده می کنم.

البته بالا بردن موتورگیربکس با وینچ راحتر و سریعتر انجام میشه، حمل و جابجایی موتورگیربکس از طبقه آخر تا موتور خونه  را هم با ابتکار راحترش میکنم.

مثلا دوروز پیش یه "موتورگیربکس الکمپ" را دونفری با کمترین فشار بردیم تو موتور خونه

الباقی تجهیزات و لوازم سنگین آسانسور را هم با وینچ تو طبقات تقسیم می کنیم، اینجوری خیلی راحت تر و بدون فشار به خودمون با سرعت بیشتر کار انجام میشه.

خوشحال میشم دوستان هم تجربشون رو بیان کنن تا با آگاهی از تجارب هم بتونیم راحتر و سریعتر کار را انجام بدیم و از آسیبهای جسمی دور باشیم.

اول ايمني بعد كار يك شعار براي به زبان آوردن يا نوشتن نيست توجه كردن به آن مهم است. كار هايي كه هنگام راه اندازي ابتدايي آسانسور بايد انجام داد:

  1.  هنگام روزيون كردن آسانسور شستی استوپ روي كابين بايد در مدار باشد.  
  2. اگر سكو براي وزنه يا كابين ندارد از يك چهار پايه محكم استفاده شود هم براي كابين هم براي وزنه.       
  3. ترمز اضطراري و گاورنر حتما بايد بسته و در مدار باشد.     
  4. هر تعداد وزنه در کادر وزنه ريخته مي شود بايد مهار شود

 

چرا؟ چون هر كدام از موارد فوق در هر هزار آسانسور شاید يك بار ممكن است باعث بروز حادثه شود، پس بايد همه موارد ایمنی در کار رعايت شود.

سلام

من هیچوقت موتور رو با دستگاه وینچ یا بالابر بالا نمیدم، چون جندین بار در رفتن و سقوط موتورگیربکس را شاهد بودم، مثلا" یکبار موتور الکمپ از طبقه 5 افتاد پایین و  چندی پیش نیز یکی از دوستانم با وینچ موتور شیندلر رو بالا میکشه وقتی به طبقه 8 میرسه قلابش در میره و موتور میره ته چاه.

به همین جهت هر وقت قراره موتورگیربکس بالا بکشیم 4 یا 5 نفر میشیم نوبتی 20 تا تیفور میزنیم و تو نیم ساعت کمتر موتور را میبریم بالا اطمینانش خیلی بیشتره

وقت راه اندازی همون ابتدای کار، زیر کابین و قاب وزنه تعادل بشکه مبزاریم این کار ایمنیش خیلی بیشتره، ماشالله این کلید قارچیهای تو بازار کیفیتش روز به روز بهتر میشه و خود به خود گیر میکنن و جهت میگیرن و با این محصولات نا مطمئن یه بار دیدی چسبیدی سقف چاه آسانسور

واسه نصب کردن کنتاکت شالتر پروانه ایی از این دستکهای درب بیرون سلکوم که کنار درب میخوره استفاده کنید چون هم محکمه و هم احتیاج به سوراخ کاری و جوشکاری نیست

خیلی از مکانیک کارای آسانسور، کابین را همینجوری میندازن داخل چاه آسانسور در صورتی که باید یوک کابین را دقیقا" تراز کنی و بعد دیواره ها و سقف کابین را مونتاژ کنی روش، اینجوری کابین تراز میمونه دیگه نمیخواد زیر کابین چیزی بزاری و ترازش کنی

ضمنا" وقتی میخوام عملیات مکانیکال را شروع کنم، ابتدا قاب وزنه رو میبرم بالای چاه چون خیلی راحت تر از اینه که بخواهی کابین آسانسور را ببری بالا.

 

سلام دوستان

مگه شما موتور رو هم خودتون میبرید بالا؟؟؟

من تو قراردادها میزارم گردن کارفرما که با جرثقیل 20 تن میاد میزاره بالا 50تومن هم میگیره این همه هم مکافات نداره

سلام

ببخشید حسین اقا وقتی قاب وزنه رو می برین بالا وزنه هاشو چطوری میندازین؟

ما داخل چاه میندازیم و به نظر من کار خیلی خطرناکیه!!

باسلام

در آغاز کار ابتدا، قاب وزنه را بوسیله بالابر به بالاترین نقطه در چاه آسانسور برده، با کمک وسایلی، از قبیل لوله، الوار و....با استفاده از آهنکشی داحل چاه زیر آنرا مهار نموده و محکم میبندیم سپس با قرار دادن بشکه در کف چاه، یوک زیر کابین (باتم فریم) را روش میذاریم بعد کابین را با جرثقیل داخل چاه وروی یوک مستقر می کنیم و یوک بالا رو هم وصل میکنیم و نهایتا" بکسل اندازی انجام می شود.

موتور رو هم با چرثقیل 20 تن میذاریم بالای ساختمان

 

با سلام 

برای بالا کشیدن موتور گیربکس آسانسور، قبل از اجرای بتون ریزی دال سقف چاه، انجام میدم و با کمک جرثقیل دستی 1 تن موتور گیربکس آسانسور رو بالا میکشم . چون به نظر من هم مطمئن تر و محکم تر می باشد و هم سرعت بیشتری داره.

برای انجام مکانیکال نیز، اول قاب وزنه رو میبرم داخل چاه و داخلش چند تا وزنه میندازم،  بعدش ته چاه یک بشکه میزارم و کابین رو میکشم داخل چاه آسانسور، و بعد قاب وزنه رو مثل موتورگیربکس، میکشم بالا و میزارم رو جرثقیل بمونه، اما با دقت هم از زیر و هم از رو مهارش میکنم، سپس شروع میکنم به سیم بکسل ریختن

سلام دوستان میخواستم از تجربیاتتون استفاده کنم.یه چاه که عرضش 160 هست و عمقش 140 داریم میخوام بهترین مکان واسه ریل کادر وزنش رو انتخاب کنم.ضمن این که دربش تمام اتوماتیک دولته است.خواستم ببینم به نظر شما دوستان کادر وزنه بیفته پشت کابین توی عمق بد نمیشه؟واین که اگر بده و بخوام بندازمش بغل کابین با توجه به این که شیار Uشکل توی آهنکشی از قبل در نظر گرفته نشده و آهنکشی عادیه مشکلی پیش نمیاد و بعدا از لحاظ بازرسای استاندارد مشکل پیش نمیاد؟

سلام

دوستان  من 2 ساله كار راه اندازي آسانسور رو در اردبيل انجام ميدم و تا حالا نديدم كسي با تيفور  يا وينچ موتور رو بالا بكشه هميشه با چرثقيل هاي 20 تني موتور رو بالاي ساختمون ميذارن و اينكار به عهده كارفرما يا شركت مجري آسانسور هستش

سلام

همکار گرامی با توجه به سابقه کاری، باید هم حمل موتورگیربکس با تیفور یا بالابر  و وینچ و جرثقیل زنجیری را ندیده باشید، اگر از دوستان همکاری که دارای سابقه در این کار هستند، بپرسید، حتما" از کلافه شدن و عرق ریختن و خستگی نصاب در زمان بالا کشیدن موتورگیربکس با تیفور مطلع خواهید شد، آنهم موتورگیربکس های غول پیکر و سنگین را که به برکت پیشرفت علم تکنولوژی، در حال حاضر دیگر از آنها خبری نیست و موتورگیربکس های جدید بسیار سبک و بقول نصابها خوش دست شده اند، حتما" برایتان تعریف خواهند کرد که چه مشکلاتی را پشت سر گذاشته و چه موتورهایی که در بین راه بجای موتورخانه، به ته چاه رفته و......... به این موارد میگویند: تجربه، که داشتن تجربه بسیار گرانبها و ارزشمند است.

ساختمانها شرایط گوناگونی دارند و همه مثل هم نیستند، در ساختمانهای بزرگ که تجهیزاتی از قبیل تاورکرین بالابرهای کارگاهی . امثالهم دارند، می شود کوتورگیربکس را به پشت بام و نزدیک موتورخانه انتقال داد.

اما ساختمانهای کوچک فاقد این تجهیزات هستند، همه مشکلات در اینگونه ساختمانها می باشد، اگر فروشنده در زمان عقد قرارداد حمل موتور را به کارفرما واگذار کرده باشد، بله، باید کارفرما این کار را انجام دهد، در غیر اینصورت حمل موتورگیربکس به موتورخانه به عهده نصاب است.

بعضی از اکیپ های نصب آسانسور مجهز به وینچ و بالابر بوده و قبل از شروع به مونتاژ و نصب کابین، موتورگیربکس را از داخل چاه بالا می برند، اگر بتون ریزی سقف چاه آسانسور انجام نشده باشد مستقیما" به موتورخانه برده، و اگر بتون ریزی شده باشد، از طبقه آخر از چاه بیرون آورده و از آنجا گروهی به موتورخانه حمل می کنند.

با سلام

من در یکی از کشورهای شمال اروپا در حال کار نصب آسانسور هستم . 

در اینجا هر نصابی به تنهایی آسانسور را نصب میکنه . برای بلند کردن هر وسیله سنگینی ابزار مخصوصی در اختیار داریم .

عجیب ترین قسمت اون نصب موتور آسانسور 17 نفره توسط یک نفر است ، البته باید بگم این کار جز ساده ترین کارها در نصب به حساب میاد، چون وقتی ابزار مناسب کار در اختیار داشته باشی، حمل لوازم سهل و آسان می شود.

 

سلام دوستان عزیز.

من میخواهم این کار را شروع کنم و 22 سال سن دارم. با توجه به تجربیات شما دوستان گرامی

  • آیا این شغل آینده داری است؟
  • درآمدش نسبت به کارهای دیگر خوب است؟
  • تا چند سال در این کار باید شاگردی کرد؟ لطفا پاسخ اینجانب رابدهید. ممنون

اگه بتونی شرکت بزنی کار آینده داریه ولی اگه بخای فقط کار کنی کار سنگین و خطرناکیه.بستگی به استعدادت داره ولی بعد از یک سال میتونی در نصب تمام قسمتاش حرفه ای بشی

سلام

یه آسانسور با ظرفیت ۱۷ نفره در ارتفاع ۱۲ طبقه به صورت دو به یک کابین بسیار سنگینب داره .میخاستم راهنمایم کنید که کادر وزنه بالا بکشم بهتره یا کابین  و چگونه با چه ابزارهای که اول راحت باشه و زور کمتری بزنم دوم امنیت بالایی داشته باشه 

تشکر

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.
CAPTCHA
این سوال برای تشخیص کاربر واقعی از ربات های اسپمر می باشد.

لطفا عبارت هفتصد و نود و پنج را به عدد بنویسید.