فرار آسانسورچی از مرگ در حادثه 11 سپتامبر

تاریخ انتشار: س., 2011/11/22 - 01:29 توسط طبسی

ماجرای فرارآسانسورچی خوش شانس از آوار وحشتناک حادثه یازدهم سپتامبر،  قرار است تعدادی موتور گیربکس آسانسورهایی که جان تعدادی را در واقعه عجیب و مرموز حمله به مرکز تجارت جهانی در نیویورک نجات داد، در محل موزه و نمایشگاه دائمی که به همین منظور در حال تکمیل می باشد، ( موزه ملی 11 سپتامبر) به نمایش عمومی گذاشته شود.

آقای جان رامیرز رئیس موزه ملی 11 سپتامبر اظهار داشته با توجه به گستردگی کار و سالن های متعدد، حجم عملیات اجرایی این پروژه بسیار وسیع و گسترده می باشد و تلاش داریم نمایشگاه و موزه را طوری ارائه کنیم که برای بازدیدکنندگان حس لحظه وقوع حادثه تداعی گردد.

البته تماشای این موتورگیربکسها (که متعلق به شرکت آسانسور اوتیس می باشد) که از ارتفاع 450 متری به همراه هزاران هزار تن پولاد و بتون و دیگر قطعات سنگین فلزی و غیره به پائین سقوط کرده است و در میان ضربات سهمگین و مخرب و آتش و حرارت گداخته، و در زیر آواری از پولاد و آهن و بتون دفن شده اند، بسیار جالب و در عین حال حزن انگیز است.

با تلاش مامورین پاکسازی بقایای این مرکز فرو ریخته، در مجموع حدود 15 دستگاه موتور گیربکس قابل نمایش و نسبتا کامل، از زیر آوارها در آورند.

شدت حرارت بر روی پوسته های چدنی این موتورگیربکس ها به حدی بوده که  شبیه خمیر، مچاله شده اند و متاسفانه به علت از بین رفتن پلاک و شماره امکان شناسایی آنها که مربوط به چه آسانسوری بوده اند غیر ممکن می باشد.

در همین رابطه آقای جو دانیلز مدیر بنیاد موزه ملی یازدهم سپتامبر گفته بعضی از موتورگیربکس ها در اثر شدت حرارت مثل شمع آب شده می باشند و این نشان می دهد که شدت حرارت چقدر زیاد بوده؟ این موتورگیربکس ها که با تکنولوژی دهه 60 میلادی تولید شده اند، به همراه بسیاری اجزاء بزرگ و کوچک دیگر برای نمایش در نظر گرفته شده به نمایش گذاشته می شود.

آقای جان رامیرز افزود موتورخانه آسانسورها در طبقه 78 در برج شمالی در لحظه برخورد هواپیما به ساختمان جان بسیاری را نجات داد. 

چون تجهیزات آسانسورها در این موتورخانه ها که همگی از پولاد و چدن و آهن آلات قطور بوده به صورت سدی مستحکم در مقابل هواپیما بوده و اجازه نداده تا هواپیما به قسمت بیشتری نفوذ کند و در نتیجه راه پله های بخش مقابل از آسیب در امان ماند و تعداد زیادی که از توان جسمی مناسبی برخوردار بودند از طریق همین راه پله ها خود رانجات دادند .

گرچه بسیاری هم که لحظه برخورد هواپیما از صدمات در امان بودند به دلیل آنکه نتوانستند خود را از ساختمان خارج کنند در زیر آوارها مدفون شدند و از بین رفتند.

آقای جان منویل که خود در سال 1969 یکی از نصابان آسانسورهای مرکز تجارت جهانی بوده و حدود 33 سال در بخش نگهداری آسانسورها فعالیت داشته و در روز حادثه یازدهم سپتامبر در برج شماره 2 در حال تعمیر یکی از آسانسورها بوده، خاطره خود را از آن روز جهنمی اینچنین بیان می کند:من مشغول تنظیم یکی از دربهای آسانسور بودم که با صدای مهیب و وحشتناک انفجاری  که شنیدم به سرعت به طرف کریدور اصلی در طبقه 78 دویدم،  طی چند لحظه بعد از آن صدای وحشتناک دود غلیظ و توی مشمئز کننده ای ساختمان را در بر گرفت و بوی مشمئز کننده ای همه جا را فرا گرفت، همه گیج بودند و نمی دانستند چه اتفاقی افتاده است؟ بخشی از ساختمان در آن طبقه فرو ریخته بود و راه پله های نزدیک محل حادثه آسیب دیده و مسدود شده بود، افراد در آن دود غلیظ که فقط می شد یکی دومتری جلو را دید می دویدند و نمی دانستند چکار باید کنند،

من پس از اینکه از شوک اولیه خلاص شدم، به سمت یکی از آسانسورهای بزرگ با ظرفیت 5.000 کیلوگرم که در جهت مقابل جناح آسیب دیده بود، دویدم خوشبختانه آسانسور هنوز بطور کامل از کار نایستاده بود، تعداد زیادی را بیشتر از ظرفیت آسانسور سوار کرده و با سیستم اضطراری(رویزیون) آسانسور را به سمت پائین حرکت دادم. خوشبختانه بخت با جماعتی که موفق شده بودند به داخل آسانسور بیایند   ( ظرفیت اسمی آسانسور حدود 60 نفر بود، اما فکر کنم آنروز بیش از 90 نفر به صورت بسیار فشرده خود را در کابین آسانسور جای دادند.) یار بود و آسانسور به آرامی در آن هیاهوی عجیب و وحشتناک به طبقه همکف رسید، پس از خروج از آسانسور بی اراده ما هم به دنبال جماعت به طرف درب خروجی دویدیم، پس از خروج از ساختمان تازه متوجه شدیم که چه حادثه وحشتناکی اتفاق افتاده است.

جان منویل پس از آنکه از برج خارج می شود، به سرعت خود را به فروشگاه یکی از دوستانش که در همان نزدیکی بوده می رساند تا بوسیله تلفن سلامتی خود را به خانواده اطلاع دهد. سپس به جهت شرایط اضطراری با بقیه به سمت کلیسایی که دور تر از آن نقطه قراردارد میدوند و در همین اثنا برج شماره 2 با صدای مهیب و ترسناک و با انبوهی غبار که در یک آن تمام منطقه را درخود فرو می برد، فرو می ریزد و در اثر غبار دیگر چشمانشان قادر به دیدن محیط نمی باشد و فقط به جهت مخالف می دوند.

نکته جالب دیگر اینکه آقای جان منویل در حادثه بمب گذاری سال 1993 در همین ساختمان تجارت جهانی، نیز حضور داشته و در آن سال وی به پلیس کمک می کند و در شرایطی که برق ساختمان قطع شده بود تعداد زیادی را بوسیله باز کردن اهرم ترمز آسانسور و استفاده از پولی موتور و بوسیله دست به پائین می فرستد.

آقای جان منویل در زمان بروز حادثه کارمند (  ACE Elevator co) بوده، وی قبلا در سال 1994 در شرکت اوتیس کار می کرده میگوید: همکاران من در هر دو شرکت از اینکه من از این حادثه وحشتناک سالم بیرون آمدم، بسیار خوشحال هستند و بسیار علاقمندند از روز حادثه بپرسند، و من هم مثل همیشه در پاسخشان می گویم:

"من در آن لحظات نمی توانستم فکر کنم و تمرکز داشته باشم، و فقط به فکر فرار از آن مهلکه بودم و خوشحالم که توانستم در این فرار بزرگ عده ای را هم به همراه خودم نجات دهم."

آقای منویل پس از حادثه 11 سپتامبر نیز مدتی در شرکت " ای – سی – یی " کار کرد و در سال 2002 مجددا به شرکت " اوتیس " بازگشت و در سن 66 سالگی بازنشسته شد. او بسیار مشتاق است که هر چه سریعتر این این موزه گشایش یابد تا وی بتواند با دیدن آثار باقیمانده از آن روز لحظاتی، دوباره آن روز فراموش ناشدنی و وحشتناک را مرور کند. آقای رامیرز نیز میگوید: این موتورگیربکس ها جایگاه ویژه ای دارند، آنها نشاندهنده، داستانی مخوف از ویرانگری و تخریب شهر عمودی مرکز تجارت جهانی هستند!

پرده برداری از ماکت طراحی کلانشهر مدرن برج های دوقلوی سئول،"ابر Pixelated"در شهر سئول کره که طراحی آن توسط شرکت MVRDV در قالب دو برج 260 متری و 300 متری در زمینی به مساحت 000/14 متر مربع ساخته می شود، انجام شد.

                                      

طرحی که به علت مشابهت با واقعه 11 سپتامبر باعث عصبانیت و اعتراض آمریکایی ها شده است.

 

بر اساس اعلام سایت شرکت MVRDV "(برجهای دوقلوی سئول) آپارتمانهای لوکس ابر"  (The Cloud towers) از سال 2015 ساخته خواهد شد.

در این برجها از طریق آپارتمانهایی که شبیه توده ابر، در طبقات میاني، از طبقه 27 تا طبقه 35 این دو برج را در برگرفته و از دور بیشتر شبیه لگوی بچه ها و خیلی عجیب و غریب نشان داده می شود.

بر اساس گزارش گیزمودو یکی از برجها ی ساحتمان ابر 54 طبقه و دیگری 60 طبقه می باشد و توده ابری شکلی که این دو برج را به هم متصل می کند، فضای وسیعی است که می تواند به عنوان فضاهای مشترک، مراکز خرید، مراکز تفریحی و رفاهی بکار رود. فضای بیرونی نیز به صورت فضای سبز و باغ و محیط مناسبی است برای رستوران ها، یک هتل و مراکز خرید که در زمینی به وسعت 000/9 متر مربع مستقر حواهند شد.

دلیل نامگذاری آسمانخراش های دوقلوی سئول به نام ابر به همین جهت می باشد.

                                  

     آپارتمانهایی که به شکل توده ابر در میانه این دوبرج خود نمایی می کنند.

 

گرچه گروهی معتقدند که این طراحی بر اساس حادثه حمله به برج های دوقلوی مرکز تجارت جهانی نیویورک(11 سپتامبر) می باشد.

هم اکنون عده زیادی از ساکنین منطقه منهتن، بخصوص کسانی که در این واقعه عزیزان خود را از دست داده اند، مخالفت خود را با اجرای این پروژه اعلام کرده اند. البته در این مسئله مطبوعات آتش بیار معرکه شده اند، که یکی ار این نشریات روزنامه لس آنجلس تایمز می باشد.

اما معمار این پروژه اظهار داشته، از تشابه این طراحی با آن حادثه عذرخواهی می کنم، اما هیچ برنامه ای برای تغییر آنها در دستور کار نیست.

در اطلاعیه شرکت نیز آمده: شرکت MVRDV عمیقا از مشابهت برج های دو قلوی ابر سئول با آن حادثه متاسف است. در طول فرایند طراحی برجها هرگز به این مسئله فکر نکرده بودیم و صادقانه از همه کسانی که با دیدن تصاویر طراحی این برجها، احساساتشان جریحه دار شده است پوزش می خواهیم.

هر چند بر خلاف ادعای سازندگان برج های دوقلوی سئول، ابر که در سئول کره ساخته خواهد شد، فاجعه 11 سپتامبر 2001 را تداعی خواهد کرد و برای همیشه خاطره تخریب برجهای دوقلوی منهتن در ذهن آیندگان مجسم خواهد ماند، اما اهالی نیویورک هم برای زنده نگه داشتن یاد قربانیان، در محل حادثه ( بنای یادبود برجهای دو قلوی مرکز جهانی تجارت نیویورک) تدارک دیده اند که در شبها با نورهای لیزری نماد دو آسمانخراش را در دل تاریک آسمان جلوه گر می سازد. 

                       

محل یادبود حادثه 11 سپتامبر 2001 که با نور لیزر نماد دو برج ویران شده را القاء می کند.

روابط عمومی فرهنگسرای خاوران:

 فصل پنجم نمایشنامه‌خوانی واحد نمایش فرهنگسرای خاوران روز پنج‌شنبه -29دی- با اجرای نمایش «دوستت دارم با صدای آهسته» نوشته چیستا یثربی پی‌گرفته می‌شود.

محمد صادق تحسینی کارگردان این کار درباره انتخاب این نمایشنامه می‌گوید: «دوستت دارم با صدای آهسته» داستان یک زن و مرد است که در آسانسور یک اداره محبوس می‌شوند.

 

این دو که از قبل با هم آشنا بوده‌اند خاطرات گذشته خود را مرور می‌کنند، اما مرور این خاطرات باعث رنجش خاطرشان می‌شود و در نهایت ...

چیستا یثربی نمایشنامه‌نویس، کارگردان و مدرس تئاتر است که فعالیت هنری خود را از سال 1368 آغاز کرده و تا کنون موفق به دریافت 4 جایزه از جشنواره تئاتر فجر گردیده است.

در نمایشنامه‌های یثربی رفتار و روابط انسان‎ها محور اصلی داستان است و کارهای او بیشتر جنبه روانشناسانه دارد که این موضوع شاید به رشته تحصیلی وی برمی‌گردد.

چیستا یثربی دکترای روان‌شناسی دارد و در اکثر کارهای او زن محور اصلی داستان است. «دوستت دارم با صدای آهسته» به همت گروه تئاتر لیو، پنج‌شنبه 29 دی ساعت 18 به شیوه نمایشنامه‌خوانی در سالن فرهنگ فرهنگسرای خاوران اجرا می‌شود.

منبع:فردانيوز

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.
CAPTCHA
این سوال برای تشخیص کاربر واقعی از ربات های اسپمر می باشد.

لطفا حاصل جمع عدد بیست با عدد چهل را به عدد بنویسید.