روش های نوین مدیریت در صنعت آسانسور ایران

تاریخ انتشار: ش., 2014/08/23 - 09:50 توسط طبسی

همانطوریکه در "گزارش برگزاری مراسم بنیاد علمی تحقیقاتی روزبه" وعده دادم، باستحضار دوستان و علاقمندان به مباحثی که در این مراسم توسط تنی چند از سخنرانان مطرح شد می رسانم بخش نخست مباحث مربوط به "آسانسور خورشیدی"مربوط به سخنرانی دوست و همکار گرامی جناب آقای مهندس مجید پار بود که مشروح سخنرانی ایشان در تاریخ 1393/5/25 در این سایت منتشر شد، در ادامه مشروح سخنرانی جناب آقای دکتر عبداله آقایی، استاد تمام دانشگاه خواجه نصیر طوسی و همچنین عضو فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران و عضو کمیته تخصصی مهندسی صنایع وزارت علوم و تحقیقات و فن آوری که در آن مراسم بیان شد به شرح زیر تقدیم می گردد:


نامبرده به صورت جامع در مورد موضوع روشهای نوین مدیریتی در این صنعت از جمله Quality Control Management و "مدیریت کنترل کیفیت در آسانسور" مطالب جامعی به شرح زیر بیان نمودند :
در این ده دقیقه- یک ربعی که وقت به من داده شده، بحث پیرامون این موضوع می باشد که صنعت آسانسور نیاز دارد به روشهای نوین مدیریت مجهز شود، با روشهای پیشرفته تری کار کند که البته این موضوع شروع شده که یکی از نمونه های این آغاز این حرکت، تاسیس همین دانشگاه آسانسور دماوند می باشد، ولی به هر حال باید توجه داشت دنیا با سرعت بیشتری در مبحث مدیریتی در حال حرکت است.
علت اینکه باید روشهای جدید علمی جایگزین روشهای سنتی شود بحث جهانی شدن می باشد که تمام صنایع را تحت تاثیر قرار داده است.
در دنیای امروز با توجه به جهانی شدن دنیای اینترنت و مباحث جانبی که دارد دیگر نمی شود صنایع مختلف را به صورت سنتی اداره کرد.
یکی دیگر از موضوعات در این رابطه،  توجه به سرعت تغییر سلیقه مشتریان و مصرف کنندگان است،.
قبلا" یک اتومبیل بنز طوری ساخته می شد که حداقل برای حدود 20 سال کار می کرد، اما این مسئله در اروپا و امریکا به 5 سال کاهش یافت و این اواخر به 3 سال رسیده بود و اگر رکود اقتصاد جهانی که در سالهای اخیر حادث نشده بود شاید این رقم به کمتر از 3 سال هم رسیده بود یعنی افراد با یک فاصله یک یا دو ساله وسائل اساسی خود را تعویض می کردند که این خودش دیکته می کند که باید به روشهای علمی تر مجهز شد.
همین موضوع باعث رقابتهای سنگینی در جهان شده که یکی از این موارد"

  • "تغییر سلیقه مشتری"  Changes in customer tastes می باشد و دلایل مختلف دیگری که دوستان خودشان از آن مطلع می باشند. از دیگر موارد:
  • کمیاب و گران شدن مواد اولیه 
  • گران شدن نیروی انسانی است که ما را ترغیب  می کند به سمت علمی شدن بیشتر برویم. در دنیای امروز نیروی انسانی بسیار گران است، یکی از دانشمندان که فکر کنم از برندگان جایزه نوبل باشد در باب نیروی مدیریتی گفته:

در آینده کارخانجات دوتا نیرو دارند فقط، دوتا نیرو، کارخانجات را اداره می کنند، یکی  انسان است و یکی سگ، انسان آنجاست که به سگ غذا دهد و سگ آنجاست که انسان دست به تجهیزات و دستگاهها نزند.
لذا این موارد به ما دیکته می کند که ما "روشهای علمی را در صنعت آسانسور " و دیگر صنایع بکار ببریم.
الان دیگر آسانسور به عنوان یک کالای لوکس مطرح نیست، یکی از موضوعاتی که امروز دارد بشدت مورد  توجه قرار می گیرد بحث های کیفیت است، خود بحث کیفیت از سابق بوده، بحث کیفیت از خلقت انسان وجود داشته، همینکه انسانهای اولیه محل خواب خود را تمیز می کردند که سنگ نباشد، مرتب باشد،این  یعنی کیفیت،
ولی بعدها بحث های کنترل کیفیت مطرح شد. بحث عمدتا" نظامی مطرح شد، تحت عنوان کنترل کیفیت. بحث های دیگری مثل:

  • Quality function deployment "نحوه تبدیل نظرات مشتری به خصوصیات فنی یک محصول" که ما در رابطه با این موضوع  درس داریم، کتاب  راجع به آن داریم این ها بحث های کیفیت است.

 

 

بحث های  ISO  نیز از دهه 90 میلادی مطرح شد.
بحث های جوایز  کیفیت است که مطرح شد.
بعد از جنگ جهانی دوم در سال 1945 بود که ژاپن اولین جایزه کیفیت (دمیز پراید) را مطرح کرد.
شاید حدود سال 1987 زمان رونالد ریگان ردیس جمهور آمریکا بود که "جایزه کیفیت آمریکا" تعیین شد که بعد از آن "مدیریت  کیفیت جامع" فراگیرتر شد و حالا بحث "مدیریت کیفیت"  بحث کیفیت، و شعاع مختلفش دائم در دنیا در حال توسعه و پیشرفت است.

 

 

(توضیح گروه پارس لیفت:

جایزه Malcolm Baldrige National Quality Award که در حدود سال 1980 به رسمیت شناخته شده است، به منظور تمرکز بر کیفیت و رقابت در اقتصاد جهانی توسط آقای ملکوم بالدریج وزیر بازرگانی وقت آمریکا که از طرفداران مدیریت کیفیت بوده ارائه شد که پس از مرگ ملکوم بالدریج در سال 1987 توسط کنگره آمریکا به صورت قانون بهبود کیفیت ملی مالکوم بالدریج با هدف بهبود رقابت شرکتهای ایالات متحده به تصویب رسید. از اهداف ارائه این جایزه می توان به نکات زیر اشاره کرد:

  • تلاش برای ایجاد معیارهای ارزشیابی در بهبود کسب و کار
  • تشخیص و شناخت مدلهای موفق برای کسب و کار
  • به اشتراک گذاشتن بهترین شیوه های کسب و کار برای یادگیری دیگران)

 

 

حالا بحث های کیفیت را اگر با خصوصیات آسانسور مطرح کنیم، بخصوص اینکه آسانسور یک محصولی است که توده های گوناگون و افراد با سنین مختلف و دانش ها و تحصیلات مختلف از آن استفاده می کنند، ارائه یک چنین کالایی مشکل تر از دیگر کالاها می باشد. این یک جنبه آن است، که من اگر بخواهم به این اضافه کنم، جنبه های خدمات پس از فروش آسانسور بسیار مهم است، دوستان مطلع هستند امروزه رقابت در دنیا بخصوص در محصولاتی مثل اتومبیل به خدمات پس از فروش آن می باشد.
یعنی خدماتی "Functional" که مثلا" کمپانی های تویوتا، فورد و یا بعضی دیگر از کمپانی ها دارند، خیلی به هم شبیه است. از لحاظ شکل و توانمندی و خدمات، عمده مشتریان نگاه می کنند که کدام تولید کننده خدمات و عملکرد پس فروش بهتر و بیشتری دارد.
بعد خود بحث خدمات پس از فروش، یک دنیایی از مسائل علمی و مقالات و.... را به همراه دارد.
من نگاه می کردم به فعالیت شرکت زیراکس که بیش از  25.000.000 تعمیرکار در دنیا دارد، اینها را چگونه با هم ارتباط می دهد و چگونه دانش آنها  را با هم شیر می کند تا بتواند آنها را اداره کند. لذا خدمات پس از فروش بسیار مهم است و شاید در صنعت آسانسور این یک موردی باشد که نیاز است، همین مجموعه روی آن کار کند که چگونه  خدمات پس از فروش آسانسور  را ارائه نمایند.
چون الان غالب خانواده ها که ما در اجتماع با آنها  تماس داریم ازخرابی های آسانسور گلایه دارند،  شاید این به جهت طراحی آسانسور، یا عمدتا" به جهت خدمات پس از فروش آسانسور باشد.
به هر حال در"بحث کیفیت"،  "مباحث نوین کیفیت" وجود دارد که دنیا دارد اجراء می کند، کف این مباحث همان بحث های تحت عنوان ISO است، "کف کیفیت ISO  می باشد".
مراحل بالاتر این مباحث  نیز "مدیریت کیفیت" می باشد.
موضوع دیگری که وجود دارد بحث "مدیریت دانش" است Knowledge Management این یک سر فصل دیگر است،  تحت عنوان "مدیریت دانش"، آنها که با این موضوع آشنا هستند می دانند بحث "مدیریت دانش" جدیدترین ترم مدیریت در دنیاست که الان در بعضی از دانشگاههای معتبر دنیا در آمریکا و کانادا و جاهای دیگر.....تدریس می شود، "رشته مهندسی دانش" یا "مدیریت دانش" داریم که  موضوع بسیار جدید و جذابی است و در ایران هستند شرکتهایی که حتی پکیج دارند، سالها در دانشگاه خود بنده تدریس می کنم، ولی هنوز به صورت واقعی در جایی شرکت خاصی پیاده نشده که به صورت واقعی در این بحث وارد شده باشد .

اصل بحث مدیریت دانش  همانطوریکه از نامش پیداست، این است که ما چه جور "دانش یک سازمان را مدیریت کنیم"،  حالا این بماند که در دنیای امروز میگویند سرمایه سازمانها و شرکتها دانش سازمان یا دانش شرکت است.
یعنی شما هر چه نگاه می کنید، حتی به این روان نویس که نگاه می کنید که با یک قیمتی بفروش می رسد (در اینجا ناطق به روان نویسی که در دست داشت اشاره می کند)  مواد اولیه این روان نویس که قیمتی ندارد، طراحی و دانش این روان نویس است که دارای ارزش می باشد.

 


لذا دانش قیمت بالایی دارد، شما می دانید که چه کالاهایی ارزش  افزوده بالایی دارد؟
بالاترین کالاهایی که ارزش بالایی دارد، "ماهواره" می باشد. ماهواره ممکن است چند چند صد کیلو باشد یا کوچک و کوچکتر، ولی میلیاردها میلیارد پولش است، دلیل  چیست؟ دلیل آن دانشی است که در مواد آن دیده شده است.
لذا دانش مهم است، متاسفانه باز جای گله مندی داره که  در لیستی که من نگاه می کردم جزء پائین ترین آنها سیمان است، چون سیمان از معادن استخراج شده و ما کار کمی روی آن انجام می دهیم و صادر می شود. آنوقت ما در ایران صادرات سیمان برایمان خیلی اهمیت دارد.
در صورتیکه با صادرات سیمان ما داریم مواد اولیه صادر می کنیم، روی آن کار اضافه ای انجام نمی دهیم، دانشمان را اضافه نکرده ایم تا آن را بفروشیم.
در هر صورت این بحث دانش است، حالا این بحث دانش یک بحث مفصل و یک فرایند است که :

  • ما چگونه دانش را کسب کنیم؟
  • چگونه دانش را ذخیره کنیم؟
  • چگونه دانش را توزیع و شیر کنیم؟
  • چگونه دانش را توسعه دهیم ؟
  • چگونه دانش را بکار ببریم ؟

این محورهای اصلی بحث مدیریت دانش است. چکار کنیم؟
کسب دانش خودش تقسیم بندی دارد، کسب دانش، فرض کنید از طریق خلق دانش ممکن است باشد، ولی بعضی مواقع خلق دانش  گران است، یعنی :
باید با در خدمت گرفتن افراد متخصص از آنها برای خلق دانش کمک بگیریم.
ممکن است کسب دانش را با خرید بدست آوریم دانش را یا پتنت یا لیسانس دانش را از جایی تهیه کنیم.
بهر حال کسب دانش باید چگونه انجام گیرد؟
بعضا" در سازمانها دانش را داریم، ولی نمی دانیم چه گونه آنرا توزیع کنیم؟ دانش داریم ولی نمی دانیم چگونه از آن استفاده کنیم؟
چگونه دانش را توسعه دهیم؟ اینها فرایندی است که در دنیا داره استفاده می شود.
من سایت ناسا را نگاه می کردم، که بعضی مسائل روز دنیا را معمولا"  در بحث های مدیریتی با آقای مهندس امینی که ایشان در ناسا کار می کند،دنبال می کردیم، این سازمان یک فردی دارد تحت عنوان Chif  Knowledge Officer می دانید توی سازمان بالاترین پست اجرایی Chif Exit ،Chif Officer است، اینها در کنار آن یک پستی دارند، بنام Chif Knowledge Officer یعنی بالاترین مقام مسئولی که در مورد دانش سازمان فکر می کند و کلی نیرو و سازوکار دارد که چه جوری دانش را کسب کنند و دانش را بکار ببرند، لذا ناسا یک سیستم خیلی قوی دارد که دانش را چگونه بدست آورد، بعضا" سیستم پیشنهادات دارد، که در همین مدیریت دانش مطرح می باشد که چه جوری دانش را در سطح جهان جمع آوری کند؟

 


برای آنها خیلی مهم است چون هزینه ها خیلی گران است.
مثلا" یک نمونه  از آنرا در مورد ناسا بیان کنم، شما شاید دیده اید ماهواره ها که به فضا پرتاب می شوند، در زمان حرکت از سکو دود عظیمی اطراف آن پخش می شود، این ها دود نیست، این ماهواره یا شاتل یا موشک که میخواهد به فضا پرتاب شود، یک صدای وحشتناکی ایجاد می کند، لذا در آزمایشی که همین افراد دانشمند توسعه دانش ناسا انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که حبابهای داخل فضا باعث می شود که صدا را جذب کند، لذا در ظرفی مثل آکواریم با استفاده از یک فرستنده که امواج می فرستاد و گیرنده ای قرار دادند و حباب مصنوعی ایجاد کردند، تا وقتی حباب در آب نبود پیام فرستنده را گیرنده دریافت می کرد، اما با ایجاد حباب در آب، مشاهده کردند که گیرنده قادر به دریافت هیج زیگنالی از فرستنده نیست.
پس با این ایده هایی که در سطح دنیا جمع کرده بودند، به این نتیجه رسیدند که که برای جلوگیری از صدای وحشتناک پرتاب ماهواره، چند میلیون لیتر آب را در زمان پرتاب ماهواره  به صورت پودر اطراف آن پاشیده و لذا حبابهای موجود در آب باعث جذب صدای وحشتناک می شوند. پس بخش عظیمی از غبار سفید اطراف سکوی پرتاب دود نیست بلکه صدایی است در درون حبابها که به  صورت دود دیده می شود.
بحث ما در مدیریت دانش این است که:

  • چگونه ما دانش را جمع کنیم،؟
  • از سطح کارکنان؟
  • از سطح مشتریان؟

روی هر کدام از اینها بحث های جدیدی است Customers Knowledg الان یک موضوع جدید است، یعنی "دانش مشتریان" را بدست آوریم.
خودتان می دانید مناسبترین کسی که می تواند راجع به این محصول نظر دهد کسی است که از آن استفاده می کند. چه جوری دانش این را بدست اوریم؟
بوسیله  دانش مشتریان ، لذا بحث "مدیریت دانش" را خواهش می کنم دوستانی که در  صنعت آسانسور و پله برقی کار می کنند، مقداری به آن توجه کنند که :

  • چگونه دانش افراد خود را جمع کنند؟
  • چگونه دانش مشتریان خود را جمع کنند؟
  • اگر بنیادهایی مثل این بنیاد(بنیاد علمی تحقیقاتی روزبه) وجود دارد، چگونه دانش آسانسور را بین افراد صنعت آسانسور نشر و گسترش دهند؟

این یکی از موضوعاتی بود تحت عنوان مدیریت دانش. من زیاد وقت حضار را نمی گیرم، دو سه موضوع دیگر را مطرح می کنم:
بحث مدیریت زنجیره تامین، (supply chain management) است، یکی از موضوعاتی است که همانطوریکه گفتم، گران شدن مواد اولیه و گران شدن دستمزد نیروی کار و رقابت، این زنجیره تامین فوق العاده مهم شده است.
یعنی در یکی از دانشگاههای برتر دنیا که در رشته صنایع برتر است، یک رشته تا دکترا دارد برای زنجیره تامین، به هر حال این بحث زنجیره تامین فوق العاده مهم است.
من 2 تا آمار می دهم خدمتتان:
در خیلی از صنایع می گویند 50% یا بیشتر قیمت تمام شده این محصول مربوط به مواد و قطعاتی است که از تامین کنندگان خریداری می شود.
پس وقتی دیگران در محصول شما حداقل %50  نقش دارند، توجه به دیگران مهم می شود.نشان از اهمیت همین موضوع :

  • بحث زنجیره تامین کنندگان است
  • بحث انتخاب تامین کنندگان است.
  • رتبه بندی تامین کنندگان است.
  • آموزش تامین کنندگان است.
  • نحوه تعامل بازرسی تامین کنندگان است
  • یعنی تامین کننده که برای شما مواد فرستاد، چگونه آنرا بازرسی کرد؟

خود این فرایندهایی دارد، این بحث تامین کنندگان در صنعت آسانسور فوق العاده بحث مهمی است، یعنی امروزه به این نتیجه قطعنا" رسیده اند و دارند اجرا می کنند، که نمی توان یک شرکت مجزا محصولی با کیفیت تولید کنند، حتما" باید "زنجیره تامین" آن از لحاظ کیفیت و مدیریتی باید والا باشد تا بتواند محصول با کیفیت بدهد این همان مثال معروف زنجیر است:

  • قدرت یک زنجیر به ضعیف ترین حلقه آن بستگی دارد، زنجیر که کشیده شود ضعیفترین حلقه پاره می شود، حلقه های بزرگ و قوی پاره نمی شوند.

محصول نیز  همین طور است،  اگر یک محصول کیفیت نداشته باشد، اگر صدتا تامین کننده داشته باشید و یکی از این تامین کننده ها ضعیف باشد،  آن محصول از همان جا اشکال پیدا می کند.

حالا در آسانسور اگر این ضعف از پیچ و مهره باشد، رنگ باشد، سیم و کابل آن باشد، از یکجا ضعیف باشد، محصول شما ناقص است.
به هر صورت در رابطه با بحث تامین کننده، من یک آماری بدهم، این شرکتهای نفتی شرکتهایی هستند که کارهای سنگین و پر هزینه ای دارند، هزینه حفاری چاه روزی پانصد میلیون تومان است، هزینه دکل حفاری روزانه 500.000.000 تومان است،
حالا در بعضی از دکل های حفاری  روزانه 100.000.000 میلیون تومان هزینه نیروی انسانی نیز به آن اضافه می شود.
شما حساب کنید اگر یک روز این دکل حفاری بدون دلیل بخوابد، فلان قطعه نیاید یا ....بابت هر روز خسارتی حدود 500.000.000 تومان باید هزینه شود.
اینها  با پیاده کردن مدیریت تامین در هزینه  تدارکات و نصب (Procurement and Installation) 25 صرفه جویی کردند. یعنی صرفه جویی در هزینه کردند.
در هر صورت این بحث زنجیره تامین است و باید به آن بیشتر توجه شود. و اصلا" این بحث برد برد که زیاد در مسائل سیاسی می شنویم، اصلش در همین زنجیره تامین بوده، یکی از دانشمندان بنام "دمین" این را در مسئله زنجیره تامین مطرح کرد که ارتباط شرکت با تامین کننده باید وین وین باشد، لذا استراژدی برد برد از آنجا شکل گرفت، یعنی هر دو باید برد کنند. یعنی هر دو با هم شریک هسنتد.
بحث دیگری که وجود دارد و زیاد هم جدید نیست بحث ریسک است، بحث "مدیریت ریسک" (Risk Management) از موضوعاتی مهمی است که در جهان دارد صورت می گیرد، که اخیرا" پس از بحران مالی و اقتصادی اروپا و آمریکا بحث مدیریت ریسک بسیار پر رنگ شده است.
بحث ریسک نیز بسیار مهم است  بخصوص من فکر کنم صنعت آسانسور و پله برقی  از آن چیزهایی که خیلی به آن نیاز دارد، مباحث ریسک است که به صورت علمی مباحث ریسک را اندازه گیری نموده ارزیابی کرده و مطالعه شود.
این بحث ریسک فوق العاده مهم است و مکمل بحث ریسک، "مدیریت بحران"

(Crisis Management) است.

  • "مدیریت ریسک" یعنی چکار کنیم که اتفاق نیافتد
  • "مدیریت بحران" بعنی اگر اتفاق افتاد چگونه آنرا اداره کنیم.

موضوع دیگری که در دنیا به آن زیاد توجه می شود، بحث های "شبیه سازی" است،( Simulation) هیج تصمیمی را در سازمانها بدون مدل  نمی توان گرفت گرفت، حتما" باید در ان تصمیم یک مدل مدیریتی فنی درست کرد و ببینند در این مدل چه اتفاقی می افتد؟ یعنی فرض کنیم، من یک مثال ساده بزنم، اگر بخواهیم یک خیابان را در تهران یکطرفه کنیم، نمی شود آنرا همینطور یکطرفه کنیم، باید این خیابان و خیابانهای اطراف را  و ورودی های ماشین و خروجی های ماشین را و میزان ماشین را که در ساعات مختلف وارد می شود را با تکنیک مدل کامپیوتری و اطلاعات تدریجی بررسی کنیم و حالا در این مدل کامپیوتری بگوئیم ماشین ورودی از این بالا صفر، همه از پائین حرکت کنند چه اتفاقی در ترافیک این منطقه خواهد افتاد؟ و بعد تصمیم بگیریم که آیا این خیابان یکطرفه بشود یا خیر؟

این یک مثال ساده بود و مثالهای دیگری که در بحث آسانسور می توان قبل ساخته شدن آسانسور، مدلش را درست کرد و بعد دید، حالا در شبیه سازی اسانسور دو بخش دارد،

  1. یکی بخش فنی است که که به جهت اینکه عملکرد اسانسور قبل ازساخته شدن در کامپیوتر عملکرد آسانسور را دید و ایراداتش را گرفت
  2. بخش دیگر شبیه سازی تصمیمات اقتصادی راجع به آسانسور است که چگونه آسانسور را بسازیم با همان کیفیت اما با قیمت پائین، که باز این بحث شبیه سازی است.

من فقط این را خدمت شما بگویم، حالا شرکتها بزرگ می شوند امیدواریم در ایران  شرکتهای آسانسوری روز به روز بزرگتر بشوند، هرچه بزرگتر شوند راجع به تصمیم گیری ها به بحث های شبیه سازی بیشتر احتیاج دارند.
این را حتما باید به آن توجه کنند، من یک چیزی به آن اضافه کنم:

  • در بحث مدیریت و مولفه صنایع، قوی ترین تکنیک مدیریت مدل سازی یا شبیه سازی است. لذا اگر سازمانی نیاز به رشد داشته باشد باید به آن مجهز شود

یک موضوع ساده دیگر بحث:

  • "چرخه عمر"، این یک موضوعی است که هر محصولی یک چرخه عمر دارد.

یعنی از یک جایی تولید می شود کار می کند و افول می کند. همه حتی انسانها، همه موجودات چرخه عمر دارند،یعنی چرخه عمر 4 مرحله عهده است که بعضی دانشمندان آنرا 10 مرحله اعلام کرده اند:

  1. مرحله طفولیت
  2. مرحله رشد
  3. مرحله بلوغ
  4. مرحله افول

محصولات هم همینطور است، در هر محصولی، حتی انسانها، حیوانات و موجودات طفولیت دارند رشد می کنند به بلوغ می رسند مسن شده و از دنیا می روند، محصولات هم همینطور است، یک محصول زمانی در طفولیت است و نمی شناسندش، بعد رشد می کند و بازار را اشباح می کند و بعد محصول جدید می آید و این محصول مجبور است برود کنار، حالا این بحث محصولات جدید یا خصوصیات کیفی یک محصول را به چه مدت نوسازی کنیم، این موضوع چرخه عمر سازمانی است که ما چند وقت یکبار این کیفیتها را به روز بکنیم. در دنیا روی این موضوع حساب شده کار می کنند، فرض کنید اتومبیلی که در دنیا مدل جدید آن آمده و بفروش می رسد، مدل جدیدتر آنرا در حال طراحی و ساخت دارند اما به بازار عرضه نمی کنند، موقع دارد آنها بنگاههای اقتصادی هستند و می دانند چه موقع آنرا به بازار عرضه کنند.
شاید آخرین موضوعی که خدمتتان عرض می کنم بحث "ارگونومیک" است،  که دوستان با آن آشنا هستند، بخصوص در رابطه با چیزهایی که انسان می خواهد از آن استفاده کند و شبانه روز با آن ارتباط دارند، هر چیزی که در رابطه با انسان است طبق خصوصیات انسان باشد، لذا "علم ارگونومی" علمی است که در همه جوانب شبانه روز انسانها با آن سروکار دارند، موضوعاتی شامل نور، صدا، ارتفاع میز، ارتفاع صندلی، ارتفاع درب و.......هر چیزی که شما فکر کنید و انسان فیزیکی با آن سروکار دارد
این عمدتا" بحث ارگنومی است،  در "آسانسور مسانل ارگونومی بسیار است"، علم ارگومومی رو به پیشرفت است، و جا دارد امثال همین دانشگاه مباحث و درسهای ارگنومی را وارد کنند و آن بحث هایی که من به آنها اشاره کردم تا متخصصینی که از اینجا  فارغ االتحصیل می شوند بتوانند این مباحث روز را مطرح نمایند.
من عذرخواهی می کنم شاید یک چند دقیقه ای وقت بیشتر گذشت، از اینکه فرصتی حاصل شد در خدمت شما یاشم واقعا" بسیارخوشحالم، تنها صحبتی که هست این است که به هر حال "حوزه آسانسور در ایران یک صنعت نو می باشد" عمدتا" آنطور که من اطلاع دارم آسانسور در گذشته وارداتی بوده و اکنون مدتهاست که این صنعت بومی شده، چاره ای نداریم جز اینکه  از لحاظ فنی بخصوص "تکنیک های مدیریتی  و مهندسی" علمی تر شود.
در این بحث، بحث های کیفیت حرف اول را می زند، به تعمیرات بیشتر دقت کنیم و آن مباحث مدیریت دانش، من عذر خواهی می کنم اگر وقت شما را گرفتم . موفق باشید.
 

عضو به مدت

49 سال 11 ماه

کاربر مهمان

د., 2014/09/15 - 13:49

سلام . با عرض معذرت , سوالی داشتم . اگر در برگ قرارداد , عرض درب های طبقات 60 سانتی متر ذکر شده باشه , اما عرض در کابین ذکر نشده باشه , آیا در کابین میتونه عرض کمتری داشته باشه . مثلا 40 سانتی متر . اصولا در قوانین و عرف آسانسور سازی , ابعاد و عرض در ها چگونه محاسبه میشه ? درضمن , در طبقات لولایی هست و در کابین اتوماتیک اتوبوسی .

با سلام و کسب اجازه از تمام همکاران و دوستان گرانقدر , باید به عرض دوست عزیز برسانم که درب کابین آسانسور و اندازه کابین با توجه به اندازه چاهک شما مشخص می گردد و بزرگتر از چاهک شما که نمی شه درب یا کابین درست کرد، در مورد عرض کابین هم با توجه به اطلاعاتی که داده اید با درب 60 لولایی و درب کابین اتوبوسی چاهک شما خیلی کوچک است و فکر کنم عرض درب کابین شما همون 60 باشد . کمتر از 60 نمیتونه باشه. موفق باشید.

اقای مهربان سلام

هیچ توجه کردید این آقا شاهکار کرده

عرض درب 60+12+12 دو طرف چهارچوب درب =84

چاهک  40 عرض کابین + 20 ریل +10فاصله کابین باریل در دو طرف =70

با این شکل تجسم کنیم یک مربع یا مستطیل که دو تا گوش ازش بیرون زده دو طرف دربها ی طبقات

خلاصه یا یه شاهکار طرف انجام داده یا این آقا اندازه ها را اشتباه می دهد

ولی از آقای نا آشنا باید پرسید که پشت در پشت چاهک را بنویسد شاید معما حل شود

 

عضو به مدت

49 سال 11 ماه

کاربر مهمان

س., 2014/09/16 - 01:17

سلام . راستش من شاهکار نکردم . بنده وکیل هستم . اقای اسانسور سازمان شاهکار کرده و موکل بنده مجبور شدن کابین رو عوض کنن خسارت زیادی هم بهشون وارد شد و الان موضوع به دادگاه ارجاع داده شده . اقای اسانسور ساز هنوز ادعا داره که کارشو درست انجام داده.به هر حال ممنون از راهنماییتون .

سلام مهندس عمادین , با تشکر ازشما , آدم  واقعا کارهای عجیبی میبیند و می شنود . کاش میتونستیم این شاهکار را ازنزدیک ببینیم چطوری آخه این کارو انجام دادن . کاش اون طرف را را میدیدیم واسه ما هم چند تا از این آسانسورا اجرا میکرد . آخه از این کیسا که به تور ما میخوره ردش میکنیم که اندازه چاهک شما برای آسانسور کافی نیست برن ازهمون پله هاشون رفت و آمد کنن . همه جاشو تونستم تجسم کنم فقط موندم که این درب اتوبوسی 40 را از کجا گیر آوردن ,فکر کنم اتوبوسی 80 را برداشته دوتا پانلش را حذف کرده شده 40 !

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.
CAPTCHA
این سوال برای تشخیص کاربر واقعی از ربات های اسپمر می باشد.

لطفا عبارت هزار و دویست و بیست را به عدد بنویسید.