داستان تولید آسانسور s100 درایران

 
تاریخ انتشار: یکشنبه, 1389/09/21 - 20:13 توسط طبسی

       ریل تولید کابین آسانسورشرکت آسانسورسازی ایران شیندلر در دوره فعالیت و درعرصه،، صنعت آسانسور ایران مدیران متعددی راتجربه کرده است.بعضی از این مدیران دارای ویژگی هایی بودند که در روند پیشرفت شرکت آسانسورسازی ایران شیندلر موثر بوده،  آقایان فریدون یزدان پناه، فتح اله پزشکی، سیروس بخشنده، همایون منصوری و مراد علی سیاه پوش از آن جمله می باشد.

در زمان آقای سیاهپوش طی سالهای  1379-1383 اقداماتی انجام گرفت و شرایطی  بوجود آمد که شریک خارجی (شیندلر سوئیس) که مدتها  سردی روابط با ایران شیندلر، مجددا فعال و حتی در همین دوره سرمایه خود را از 20% به حدود 35% افزایش داد و پس از سالها توقف، دوره های محتلف فنی آموزشی شروع گردید، برنامه راهبردی و استراتژیک 5 ساله تدوین و برای اولین بار شرکت ایران شیندلر مبادرت به ورود آسانسورهای سرعت بالا نمود.

       بعضی پروژهایی که در آنها از آسانسورهای Schindler سرعت بالا استفاده شد به شرح ذیل می باشد.

  • پروژه گاز تهران
  • برجهای تهران
  • هتل سیمرغ
  • برج عمید
  • وزارت معادن و فلزات
  • وزارت مسکن
  • برج صبا
  • سازمان بنادر و کشتیرانی
  • شرکت مخابرات
  • برج بهشر
  • سازمان حفاظت محیط زیسط

      در همین راستا مدیریت ایران شیندلر در تلاش بود تا آسانسور ایمن و شیک و ارزان در ایران تولید نماید، و لذا با شریک خارجی (شیندلر سوئیس) توافق شد تا آسانسور اکونومیک  S100  در ایران تولید شود.

     هیئت مدیره ایران شیندلر در تاریخ 10/4/80  موضوع قرار داد منعقده با شیندلر سوئیس در رابطه با انتقال محصول Schindler100 که قبلا اجزا آن با همکاری واحدهای زیربط مورد رسیدگی و نهایی شده بود، تنفیذ و مقرر شد جهت اجرا، برنامه ریزی لازم بعمل آید.

    درجلسه مقرر شد حسب توافقات و هماهنگی با مسئولین آسانسور شیندلر سوئیس با عنایت به اجرا پروژه ای مشابه، با سرمایه گذاری 100% شیندلر سوئیس در کشور هندوستان، و نزدیکی کشور هند جهت بازدید و انتقال اولیه اسناد و مدارک هیئتی متشکل از آقایان سید وحید مدنی عضو هیئت مدیره، مجید عرب بنی اسد معاونت کارخانه، سید محمد امین طبسی کارشناس فنی به کشور هندوستان اعزام گردند.

    در تاریخ 27/4/80 (18 جولای 2001) از طریق مدیریت شیندلر هند اسامی فوق به سفارت هندوستان در تهران اعلام و تقاضای صدور ویزا شد. سپس جدول تنظیمی سفر توسط شرکت شرکت شیندلر سوئیس در تاریخ 13/5/89 (3 ژوئن2001) به ایران اعلام و بر اساس آن گروه فوق الذکر در تاریخ 17/6/80 میهمان شیندلر هند در بمبئی خواهند بود و سپس در تاریخ 22/6/80 به دهلی نو پرواز خواهند کرد.

     هندوستان کشوری پهناور است که بیش از یک پنجم جمعیت کره زمین را در خود جای داده است. شبه قاره هندوستان در جنوب آسیا و بین پاکستان و چین و نپال واقع شده است این کشور هر ساله پذیرای جمعیت عظیمی گردشگر از اقصی نقاط جهان است تنوع در هنر، فرهنگ،، ابنیه جشن ها، صنعت نرم افزار، سخت افزار، و اغذیه های سنتی،و مردم خاطرات ماندگاری را در اذهان گردشگران بر جای می گذارد.

    گردشگران ایرانی بیشتر از سه شهر معروف توریستی دهلی-بمبئی و گوا دیدن می کنند. دهلی نو پایتخت هندوستان با داشتن تمامی مراکز سیاسی اقتصادی همواره محل وقوع حوادث بسیار مهم در تاریخ هند بوده است. این شهر در مقایسه با شهرهای مرکزی و جنوبی هند از آب و هوای مطلوبی برخوردار است و به دلیل داشتن شمار زیادی  مراکز صنعتی تفریحی و گردشگری مورد توجه صنعتگران و گردشگران خارجی بوده است .

موقعیت اقتصادی خاص دهلی موجب شده که همواره این شهر به عنوان یکی از مهم ترین مراکز خرید و تجارت در هندوستان محسوب شود . بنای تاریخی و مهم مسجد تاج محل در شهرا آگرا نزدیک دهلی به عنوان یکی از بناهای بزرگ مسلمانان جهان همه ساله پذیرای جمع کثیری از مردم کشورهای مختلف است بمبئی شهری ساحلی در غرب هند واقع شده است و پس از دهلی مهمترین شهر است.

بندر بمبئی از دیرباز به عنوان یکی مرکز مهم تجاری و بازرگانی در هندوستان مطرح می باشد. پس از استقلال هندوستان و باز شدن راه های سرمایه گذاری خارجی در هندوستان این بندر به مهم ترین پایگاه تجاری این کشور تبدیل گردیده است.

      گروه اعزامی با پروا ز EK623 هواپیمایی امارات از تهران به دوبی رفته و با پرواز KE500 از دوبی عازم بمبئی گردید. در فرودگاه بمبئی نماینده شرکت آسانسور SCHINDLER  به استقبالمان آمد و باتفاق با اتومبیل اختصاصی هتل کنتینانتال (کوه نور) عازم هتل شدیم.

     البته دو عدد از چمدانها بنا یه دلایل نامعلوم تحویل نگردید که نماینده شیندلر پس از پیگیری گفت : نماینده هواپیمایی امارات اعلام داشته با تعویض هواپیما در دوبی احتمالا"دچار مشکل شده و قرار شد روز بعد جهت پیگیری به فرودگاه مراجعه کنیم .

    پس از خروج از فرودگاه و در مسیر هفت کیلو متری فاصله از فرودگاه تا هتل ، هوای شرجی و بوی چلتوک برنج و فضای سرسبز اطراف جاده ، خاطره خوش سفر در جاده های شمال ایران را تداعی میکرد که حس قشنگی بود . در طول مسیر تاکسی های فیروزه ای با سقف سفید ،که مخصوص فرودگاه بودند و تاکسی های عمومی مشکی با سقف زرد و در کنار آنها موتورهای سه چرخ مسافر بر و سه چرخه های مسافر بر و انبوهی موتور سوار ودوچرخه سوار وشلوغی واذ دهام این مجموعه نظر هر بیننده ای را به خود جلب میکرد و همین مسئله باعث تاخیر در رسیدن به هتل شد.

    روز بعد (یکشنبه) تعطیل عمومی بود و پس از صرف صبحانه با اتومبیل هتل به فرودگاه مراجعه کردیم ، آقای بنی اسد مسئولیت پیگیری را به عهده گرفت ومن باتفاق آقای مدنی در سالن انتظار ماندیم . حدود 45 دقیقه بعد آقای بنی اسد با چمدانها بر گشتند ، پس از صرف نهار و مختصری استراحت قرار شد گشتی در شهر بزنیم ،البته در فرودگاه که بودیم ، آقای مدنی در رابطه با نرخ تاکسی ها اطلاعاتی گرفته بود و می دانستیم نرخ تاکسی های کولر دار برای نصف روز حدود 1400 روپیه می باشد و تاکسی های سه چرخ نیز حدود500 روپیه، لذا تصمیم گرفتیم موتورهای سه چرخ را تجربه کنیم .

آقای بنی اسد گفت : حالا که قرار است با این نوع تاکسی برویم اجازه دهید یک نو نوارش را انتخاب کنیم ، حدود نیم ساعتی منتظر شدیم تا تاکسی مورد نظر را یافتیم ، راکب آن مردی 50 ساله بود و دست و پا شکسته انگلیسی بلد بود ، از او خواستیم تا غروب جاهای دیدنی را به ما نشان دهد ، ابتدا رفت به هتل تاج محل که کل روکار آن از سنگ سفید بود وبا تراش های گوناگون ، بنای هتل زیبایی خاصی داشت. در مقابل هتل ودر کنار ساحل دروازه ای سنگی با ار تفاع زیاد قرار داشت که می گفتند مربوط به پادشاه جرج پنجم (وکشتی ماری آنتوانت) می باشد.

     البته توریستی زیادی در آنجا در حال بازدید و عکسبرداری و فیلمبرداری بودند. حدود یکساعتی آنجا بودیم و واز آنجا پس از گذشتن از مناطق بسیار زیبا ودیدنی به پارک بسیار بزرگی رسیدیم که در کنار ساحل قرلر داشت وجاده اصلی از میان آن می گذشت ، انواع حیوانات را با بوته های شمشاد و دیگر درختچه ها به طرز بسبار زیبا طراحی کرده بودند . پارک بسیار بزرگ و در شیب قرار داشت و درختان برزگ با گلهای رنگارنگ زیبا یی خاصی به محیط داده بودو نسیم خنکی می وزید که در آن گرما بسیار دلنشین بود.نیم ساعتی در پارک گشتیم و سپس عازم محل دیگری شدیم .

     مسیر کنار ساحل را به سمت جنوب ادامه دادیم و به منطقه شلوغی رسیدیم . از کنار ساحل جاده ای بتونی با عرض حدود پنج متر وطولی حدود800 الی 900متر به داخل دریا رفته بود وجماعت زیادی در این جاده باریک در حال رفت وآمد بودند. راننده گفت اینجا آرامگاه یکی از مشاهیر مسلمانان می باشد و در روزهای تعطیلات گروههای مسلمانان برای زیارت به اینجا می آیند ،حتی گروههای هندو نیز به آن اعتقاد دارند و به این مکان احترام خاصی میگذارند.

    ما هم همراه جماعت وارد جاده شدیم دریا کمی موج داشت و با وزش باد ذرات ریز آب از مردم پذیرایی می کرد و در دو طرف راه دستفروشان بساط خود را پهن کرده بودند و در کنار آنها معلولین و مستمندان دست بدامن عابرین بودند. چون راه خیلی شلوغ بود با مکافات به نزدیک آرامگاه رسیدیم ، نام ( حاج علی نجاری ) که از محاجرین ایرانی بوده بر روی تابلویی درج شده بود و معلوم شد این آرامگاه مربوط به ایشان می باشد. از درب بزرگی وارد محوطه اصلی شدیم ، در قسمتی از صحن گروهی حدود بیست نفر در حال مدیحه سرایی بودند ، گروهی  در ضلع دیگر با حالتی شبیه خلسه در حال رازو نیاز بودند. خلاصه در جای جای صحن و به اشکال گوناگون در حال راز ونیاز بودند و فضا ،فضای روحانی بود با ویژگی های خاص فرهنگ آنجا . داخل آرامگاه بسیار شلوغ بود و نتوانستیم داخل شویم ، یک ساعتی را در این مکان بودیم و باز گشتیم.

در راه باز گشت راننده در کنار ساحل ودر منطقه ای پوشیده از درختان نارگیل توقف کرد و گفت حیف است تا اینچا آمده اید وشیر نارگیل نخورید. در زیز درختان انبوهی نارگیل تازه قرار داشت و جماعت توریست در حال نوشیدن شیر نارگیل بودند. مرد فروشنده با وسیله ای شبیه قمه و با تبحری خاص ضربه ای سریع به نارگیل می زد و شکاف کوچکی ایجاد نموده و با یک نی در اختیار خریداران قرار میداد ، برای اولین بار طعم شیرین وخوشمزه و تازه شیر نارگیل را چشیدیم و چقدر تفاوت بود بین این شیر نارگیل با آنهایی که در ایران هست،که چیزی جز آب نمی باشد. خلاصه پس از صرف شیر نارگیل عازم هتل شدیم وپس از صرف شام خود را آماده یک روز کاری فشرده در روز دوشنبه نمودیم.

     روز دوشنبه اولین روز کاری بود و طبق برنامه قرار بود راس ساعت 10 در دفتر مرکزی SCHINDLER هند باشیم و بعد از ظهر عازم  NILCHANDRA و NASIC شویم.

     شهر NASIC در منطقه ای صنعتی و در حدود چهار صد کیلومتری بمبئی قراردارد. و کارخانه تولید (CAR)کابین آسانسور در این شهر قراردارد.

     ساعت 9.30 اتومبیل اعزامی از دفتر SCHINDLER آمد و باتفاق عازم دفتر مرکزی شدیم . آقای RONNIE DANTE مدیر کل مهندسی شرکت آسانسورشیندلر هند باستقبالمان آمد و پس از معارفه و پذیرایی در دفتر مدیر عامل مستقر شده وآقای  RONNIE DANTE مطالبی به شرح زیر در مورد شیندلر هند ارائه نمودند :

  • از سال 1998 مرحله جدید فعالیت  شرکت آسانسورشیندلر هند با %100 سرمایه گذاری خارجی (شیندلر سوئیس) آغاز شده است.
  • در سال 1999 فروش 240 دستگاه آسانسور را در کارنامه خود دارد.
  • در سال 2000 فروش آسانسور به 250 دستگاه رسیده است.
  • نیاز سالانه آسانسور در هند حدود 8500 الی 9000 دستگاه آسانسور می باشد.
     
  • در گذشته بیشتر از آسانسور های ( مایکونیک V ) و ( مایکونیک B ) استفاده می شده است .
  • شیندلر سوئیس در گذشته فقط %10 سهام در شیندلر هند داشته.
  • در گذشته چون از آسانسورهای قدیمی شیندلر استفاده می شده ، شیندلر سهم ناچیزی در بازار آسانسور داشته.
  • شرکت OTIS حدود %35 بازار آسانسور را به خود اختصاص داده است.
  • سابقه OTIS در هندوستان حدود 45 سال میباشد. ولی بدلیل استفاده شرکت OTIS از دربهای لولایی و آکاردئونی و با توجه به فعالیت جدید شیندلر،شرکت OTIS بمرور بازار را دارد از دست می دهد.
  • پرسنل شیندلر هند حدود 100 نفر می باشد که در شهر های مختلف پراکنده می باشند.
  • حدود %60 الی %70 پرسنل شرکت شیندلر دارای سابقه کاری حدود هفت سال میباشند، که اکثرا در کشور های دیگر تجربه اندوزی کرده اند. البته بخاطر دارم که در سالهای قبل از انقلاب حدود پنج  نفر از مهندسین هندی در کارخانه (شرکت آسانسورسازی ایران شیندلر) کار می کردند.
  • چون عوارض گمرکی در هند حدود %52 می باشد ، تصمیم گرفته اند تولید آسانسور را در داخل هند آغاز کنند.
  • لذا با شرکت های مختلف در اطراف بمبئی و دهلی جهت تولید کابین ( CAR ) ودرب ( LANDING DOOR ) و ( CAR DOOR ) به صورت پیمانی قراردار بسته اند.
  • هر قطعه وارداتی حدود %5 گمرکی دارد .
  • تولید قطعات در این شهر ها حدود %18 تا %20 ارزانتر تمام میشود.
  • علت انتخاب شهر ناسیک (NASIC ) این است که این شهر از امکانات ساخت و عملیات ورقکاری و برشکاری و جوشکاری بر خورداراست.
  • انبارداری لوازم آسانسور نیز به صورت پیمانکاری است.
  • در حال حاضر قرارداد 400 دستگاه کابین آسانسور بسته اند ، که 200 دستگاه تحویل شده است.
  • سهم فعلی شیندلر هند در بازار حدود %20 می باشد و در حال افزایش است.
  • لیست قیمتها ثابت می باشد.
  • در حال حاضر متقاضی آسانسورهای 9 نفره و 15 نفره زیاد است.
  • وزن استاندارد برای هر نفر در کابین آسانسور 68 کیلو گرم محاسبه هی شود.
  • گاورنر ( OVERSPEED GOVERNOR ) و سیفتی گیر ( SAFETY GEARS ) شستی های داخل کابین و شستی های طبقات (CAR BOARD ) و ( LANDING BOARD ) و برد تابلو کنترل ( SOWICH BOARD )از طریق واردات تامین می شود.
  • ریل ها ( GUIDE RAILS ) و سیم بگسل ها ( WIRE ROPES ) و لوازم اصلی دربها از کمپانی لوکال تامین می شود.
  • موتور گیربکس ( GEARED MACHINE ) در هندوستان تولید می شود ، ودرضمن از اسپانیا نیز وارد می شود . مخصوصا موتور گیربکس های ( W140N GEARED MACHINE )
  • ضمانتنامه بانکی دو ساعته انجام می پذیرد.
  • گشایش اعتبار نیز دو روزه انجام می شود ، اما مراحل بعدی کمی طولانی میشود.
  • پس از فروش آسانسور یکنفر از واحد فروش مسئولیت پیگیری امور مشتری را تا پایان مرحله نصب آ سانسور به عهده دارد.
  • خریدارانی که ابعاد چاهک آسانسور آنان با جداول SCHINDLER مطابقت نداشته باشد با کسب رضایت مشتری درصدی بیشتر دریافت میکنند.
  • کار نصب آسانسور به دو صورت انجام میگردد : 1 – سرعتی 2 – معمولی در نصب معمولی ابتدا ، درب وریل نصب می شود ودر مرحله بعدی ادامه کار انجام می شود. در نوع سرعتی کار نصب آسانسور پیوسته می باشد.
  • نصب یک آسانسور معمولی حدود 20 الی 30 روز طول خواهد کشید.
  • پس از ارائه توضیحات و مباحث عمومی وپذیرایی آقای RONNIE DANTE تلفنی از چند نفر از همکارانشان دعوت کردند که به همراه اسناد ومدارک و نقشه ها در جلسه حضور یابند.
  • لحظاتی بعد آقایان MANOJ MOHAN VINCHOO و   SANJAY JOSHI و NIMISH DESHPANDE به همراه اسناد ومدارک و نقشه های آسانسور شیندلر ( S100) داخل جلسه شدند ، و از این مرحله تا تحویل اسناد و بررسی آنها و پاسخ سئوالات مطروحه جلسه ادامه داشت . البته سئوالات تخصصی را آقای SANJAY JOSHI مدیر طرح توسعه آسانسور شیندلر هند پاسخ می دادند.
  •       حدود ساعت 35/ 13 آقای مهندس مدنی و آقای RONNIE DANTE برنامه بعد از ظهر و روز بعد را کنترل نمودند وقرار شد ساعت 2 برای صرف نهار آماده شویم.

 

     دسته جمعی عازم رستوران هتل تانگو شدیم ، پس از صرف نهار و بازگشت به دفتر و صرف چای و قهوه، طبق برنامه از چند پروژه در حال اجراء بازدید نموده و پس از شنیدن توضیحات لازم به دفتر مرکزی بازگشتیم . حدود ساعت 30/5 به اتفاق آقایان SANJAY JOSHIE و NIMISH DESHPANDE از بمبئی به سوی ناسیک ( NASIC ) حرکت کردیم.

       به علت شلوغی و اذدهام در خیابان ها 5/1 ساعت طول کشید تا از محدوده شهری خارج شویم . مسیر بسیار سر سبزو زیبا بود ، اما جاده بسیار ناهموار و پر ازچاله و دست انداز، حدود 3 ساعتی از حرکتمان گذشته بود که راننده مقابل رستورانی توقف کرد. پس از استراحتی مختصر و صرف شام  سوار اتومبیل شده و به حرکت ادامه دادیم.

       عقربه های ساعت که به 40/23 رسید، ماهم به هتل محل استقرار رسیدیم و با توجه به خستگی گروه از یک روز پر تلاش، مخصوصا مسیر سخت وناهموار تا ناسیک ( NASIC) خیلی زود به اطاقها رفته و آماده خواب شدیم.

      روز سه شنبه 20/6/80 پس از صرف صبحانه حدود ساعت 30/8 از هتل بیرون آمدیم و چون قرار حرکت ساعت 10 بود، هوای دلچسبی بود، ونسیم دلنوازی می وزید. در نزدیکی هتل مدرسه بزرگی قرارداشت و بچه ها در حیاط جمع شده بودند، درختان کهنسال و سر سبز و درختچه های گوناگون با گل های رنگارنگ فضای بسیار زیبایی بوجود آورده بود. نکته جالب اینکه نام و مشخصات هر درخت و بوته بر روی تابلویی خوش فرم نوشته و در کنار آن قرار گرفته بود. البته بچه ها سر کلاس رفته بودند و ما این امکان را پیدا کردیم تا سر فرصت از قسمتهای مختلف مدرسه بازدید کنیم.

      از مدرسه خارج شده در آن محدوده گشتی زده و به طرف هتل باز گشتیم، دقایقی بعد اتومبیل تویوتای استیشن خوش رنگی مقابل هتل توقف کرد، ابتدا آقای ( JOSHI ) و آقای ( MOKASHI ) از اتومبیل پیاده شده و پس از احوالپرسی ، اظهار داشتند که آقای( ARVINK KANWATE) مدیر عامل کارخانه سازنده کابین آسانسورها ،شخصا آمده اند . در همین لحظه آقای ( KANWATE ) جلو آمدند و خود را معرفی کرده و جهت سوار شدن به طرف اتومبیل حرکت کردیم.

       فاصله هتل تا کارخانه حدود 7 کیلو متر بود ، به کارخانه که رسیدیم ساعت 30/10 بود، و لحظاتی بعد در اطاق مدیر عامل، پس از پذیرایی، آقای ( KANWATE ) اظهار داشتند:  قبلا تاجر آهن بوده اند و بعدا مبادرت به تاسیس اولین کارخانه خود نموده اند و پس از آن جهت تولید کابینت تابلوهای برق با شرکت های ( ZIMENS ) و ( ALESTOM ) قرارداد 5 ساله بسته اند . و بمرور تعداد کارخانه ها را افزایش داده و در حال حاضر به طور همزمان با چند شرکت قرار کاری دارد و کارگران در دو شیفت کار می کنند. تعداد کارگران 70 نفر که با 8 مهندس در قسمتهای برش، پرس، خم، پرس برک، پرس پانچ، CNC، رنگکاری، و خط کوره، انبار و اداری مشغول به کار می باشند.

     البته سابقه 40 ساله در تولید داشته و بمرور با افزایش سالن ها و ماشین آلات جدید همکاری خوبی با شرکت های اروپایی و آمریکایی دارد.

      خلاصه صبح و عصر را به بازدید از مراحل مختلف تولید کابین از مرحله برش تا پایان مرحله رنگ و نهایتا بسته بندی کابین ها گذشت. در تمامی مراحل توضیحات و اطلاعات لازم توسط مسئولین کارخانه داده می شد. طبق برنامه قرار بود اینجانب و آقای بنی اسد شب را در ناسیک ( NASIC ) بگذرانیم و آقای مدنی به بمبئی برگردد. اما آقای مدنی تاکید داشت اگر به صورت فشرده برنامه کاری را پیش ببریم و کاری باقی نماند، نیاز به ماندن ما نیست و می توانیم همگی با هم به بمبئی باز گردیم.

      با تلاش فراوان و بسیار فشرده ماموریت طبق برنامه انجام شد و پس از صرف شام، حدود ساعت 45/21 عازم بمبئی شدیم، البته قرار شد آقای ( ARVINK KANWAT ) به همراه برادر و برادرزاده اش و آقایان (SANJAY JOSHI & MOKASHI ) در این سفر همراه ما باشند.

      در داخل اتومبیل جلسه پرسش و پاسخ ادامه داشت و گاهی هم در رابطه با مسائل گوناگون اجتماعی سیاسی و........گفتگو می شد، که صدای زنگ تلفن آقای(MOKASHI) به صدا در آمد و چند لحظه پس از گفتگو ناگهان چهره ایشان برافروخته و دچار تشویش شد  بطوری که همگی نگرانی شدیم، و زمانی که تماس ایشان قطع شد ، منتطر بودیم ببینیم، موضوع چه بوده که ایشان اینچنین پریشان شده اند؟

      چند لحظه ای در سکوت سپری شد، بعد ایشان لب به سخن گشود و گفت: همسرم بود که خبر داد، تلویزیون برنامه های عادی را قطع کرده و اعلام نموده که: به برج های دوقلوی آمریکا حمله شده ویکی از برج ها فرو ریخته ( یازدهم سپتامبر 2001 )
       حدود ساعت 2 نیمه شب به هتل رسیدیم ، اولین چیزی که نظر همه را به خود جلب کرد صحنه برخورد هواپیما به برج های دو قلو بود که پیوسته از شبکه ( CNN ) توسط تلویزیون بزرگی که در لابی هتل بود، نشان داده می شد. با اینکه خسته بودیم حدود نیم ساعتی در لابی نشستیم و صحنه های برخورد هواپیما به برج ها را از زوایای مختلف تماشا کردیم . صحنه ها بیشتر شبیه فیلمهای سینمایی بود تا واقعیت ؟!!!

       صبح روز چهارشنبه ساعت 10 جلسه ای با حضور هیئت ایرانی و آقایان ( RONNIE DANTE ) ( SANJAY JOSHI ) ( NIMISH DESHPANDE ) در دفتر شیندلرهند برگزار گردید. آقای مدنی در باره اطلاعات فنی و اسناد و مدارک مورد نیاز بر اساس توافقات و مکاتبات، بطور مشروح مطالبی بیان کرده و در رابطه با انتقال دانش فنی آسانسور( S100) و لوازم و تجهیزات آن پرسشهایی نمودند؟ که پاسخ های لازم توسط مسئولین هندی به همراه اطلاعات کتبی داده شد.در ادامه، جلسه پرسش و پاسخ ادامه داشت و مطالبی بشرح زیر بیان شد:

  • در آسانسور های 5 و7 نفزه از ریل های T50 T70 استفاده می شود.
  • در آسانسور های 9 نفره از ریل های T50 T90 استفاده می شود.
  • پس از نهایی شدن قرارداد ، تقاضای تغییرات پذیرفته نمی شود. ودر صورت اصرار ، خریدار ملزم به پرداخت هرینه های اضافی می باشد.
  • در پایان عملیات نصب آسانسور، تائیدیه استاندارد باید دریافت گردد.
  • آسانسورها پس از نصب و راه اندازی ، تحویل واحد سرویس وتعمیرات می شود.
  • قیمتآسانسور معمولی چهار نفره چهار توقف حدود $12000 است.
     
  • هزینه نگهداری سالیانه هر آسانسور معادل %3 الی %4 قیمت فروش آسانسور می باشد.
  • در طی دوره نصب آسانسور 8 نفر فورمن در مراحل مختلف مسئولیت بازرسی وکنترل وتائید عمایات اجرائی را به عهده دارند.

 

       حدود ساعت 35/13 جهت صرف غذا جلسه خاتمه یافت و پس از حدود یک ساعت بعد مجددا جلسه ادامه یافت. در ابتدا از آقای ( JOSHI ) سئوال  شد که واحد های تولید لوازم آسانسور، چرا اینقدر پراکنده هستند؟ مثلا کابین ها (CAR) در شهر ناسیک تولید می شود؟ ودرب ها ( CAR DOOR & LANDING DOOR ) در فرید آباد؟ و................. در پاسخ اظهار شد: نمی خواهند همه قطعات در یک منطقه تولید شود، چون اگر مشکلی پیش آید، عوارض آن بر همه تولیدات اثر می گذارد و به همین دلیل تولیدات پراکنده و در نقاط مختلف انجام می شود.

     در مورد انبار و نگهداری لوازم اظهار شد: انبارداری به صورت پیمانکاری است و در حال حاضر انباری در فاصله 50 کیلو متری بمبئی و نزدیک بندر نگهداری لوازم را به عهده دارد.

حدود ساعت 16 آقای ( MEHAR KARAN SINGH ) مدیر عامل شیندلر هند وارد جلسه شدند، البته ایشان با لباس سنتی هندی آمدند و با عرض خیر مقدم به هیئت ایرانی، از اینکه با تاخیر آمده اند عذر خواهی نموده و اظهار داشتند: این چند روزه ماموریتی در دهلی داشته اند و پس از معرفی خود، از هیئت ایرانی در خواست نمودند خود را به صورت کامل معرفی کنند. و سپس گفتند پدر من چند سالی در ایران زندگی کرده و لذا اطلاعات زیادی از فرهنگ و آداب و سنن ایرانی دارد، و از میهمان نوازی ایرانی ها بسیار تعریف کرد و در پایان اظهار داشت: پدرم حتی با زبان فارسی تا حدودی آشنایی دارد و می تواند صحبت کند. بعد سفارش میوه و شیرینی داد و در حین پذیرایی جلسه از حالت خشک و رسمی خارج شد و از هر بابی صحبت ش . البته بخش اعظم گفتگوها در رابطه با حادثه یازدهم سپتامبر بود.

سپس آقای ( MEHAR KARAN SINGH ) به همکاران خود تاکید کرد که با هیئت ایرانی نهایت همکاری را داشته باشند و با حاظرین خداحافظی کرده و از خلسه خارج شد، پس از رفتن ایشان مدارک و پارت لیست و نقشه های مربوط به فریم وزنه تعادل (FRAME COUNTERWEIGHT ) و متعلقات ریل کابین و ریل وزنه تعادل (MATERIAL OF GUIDE RAIL T50 &T70 & T90) و اقلام دیگری دریافت شد. و چون ساعت حدود 18 بود، ختم جلسه اعلام گردید.

    طبق برنامه تنظیمی قرار بود پنجشنبه عازم دهلی شویم ولی به علت فشردگی جلسات و نا تمام ماندن بخشی از مذاکرات، رفتن به دهلی موکول شد به روز جمع ، لذا هماهنگی برای تعویض بلیط هواپیما انجام و برای روز جمعه رزرو گردید.و  به همین دلیل روز پنجشنبه نیز به دفتر شیندلر رفتیم.

     کار بررسی نفشه های کابین ( MATERIAL OF WALLS & CAR ROOF & CAR FLOOR & SILL &…………… ) و سیستم ترمز ایمنی و مکانیزم سر درب ( SUSPENSION & COMPENSATION & SAFETY GEAR & OVERSPEED GOVERNOR ) از مراحل اولیه تولید تا مرحله بسته بندی مورد بررسی قرار گرفت.

حدود ساعت 30/12 اطلاع دادند جهت صرف نهارباید عازم رستورانی درحومه حومه بمبئی شویم.

     در نشت بعد از ظهر نقشه های مراحل نصب درب و ریل، سیم کشی داخل چاه، موتور خانه، روی کابین، شستی های طبقات و کابین مورد بررسی قرار گرفت و کلیه مدارک تحویل هیئت ایرانی قرارگرفت و قرار شد به یکی از کارگاههای در حال نصب برویم. عازم سایت مورد نظر شدیم .

      حدود ساعت 30/17 به سایت رسیدیم، ساختمان در منطقه تجاری قرار داشت و در آن شش دستگاه آسانسور از نوع (  CONIC SX  Universal Elevator Control) و (SMART) نصب شده بود.

نکته جالب در مورد آسانسورهای مایکونیک این بود ، که شستی های احضار این آسانسورها در محوطه کریدور ورودی بر روی یک سکوی خوش ترکیب سنگی به ارتفاع حدود 120 سانتیمتر قرار گرفته بود و مسافر آسانسور در بدو ورود به ساختمان ابتدا شستی احضار را لمس کرده و زمانیکه به مقابل آسانسور می رسد ، آسانسورهم جهت سوار کردن مسافر به همکف رسیده است.

آسانسور اسمارت نیز از جدید ترین محصولات شیندلر بود که نیاز به موتورخانه ندارد، و به (MRL ) معروف است.( MACHINE ROOM LESS ) که در این نوع آسانسور موتور گیر بکس در بالای چاه و روی ریلها نصب میگردد. و تابلو آسانسور نیز در طبقه آخر و در کناردرب آسانسور نصب میگردد. البته موتور گیربکس آسانسور های مایکونیک در پائین نصب شده بودحدود یک ساعتی در پروژه بودیم واطلاعات مورد نیاز را جمع آوری نمودیم واز آنجا مستقیما به هتل باز گشتیم.

       جمعه 23/6/80 - طبق برنامه جدید امروز باید بمبئی راترک نموده و عازم فرید آباد واقع درحومه دهلی شویم. پیمانکار تولید درب های آسانسور در شهر فرید آباد مستقر می باشد . لذا صبح زود پس از صرف صبحانه عازم فرودگاه شدیم . البته در این سفر آقای ( NIMISH DESHPANDE ) ما را همراهی خواهد کرد . هواپیمای جت ایر ساعت 20/8 فرودگاه بمبئی را ترک کرد و حدود ساعت 50/9 در فرودگاه ایندیریا گاندی دهلی فرود آمد.

نماینده شرکت آسانسور شیندلرهند در دهلی در انتطار رسیدن گروه به فرودگاه بود و به استقبالمان آمد ، وهمگی عازم هتل شدیم ، و قرارشد پس ازاینکه لوازم را در هتل گذاشتیم به سمت کارخانه حرکت کنیم .

     حدود ساعت 30/12 به کارخانه رسیدیم پس از وارد شدن به اطاق مدیر عامل و استقرار گروه ، آقای ( G.S. BANGA ) بنیانگذار کارخانه که مردی حدود 75 ساله بود ، ضمن خوش آمد گویی و معرفی خود و یکی از پسرانش بنام ( S.S. BANGA ) که در جلسه حضور داشت ، در ابتدا مختصری از تاریخچه شرکت را باز گو کرد و اظهار داشت : در سالهای بسیار دور فقط با یک دستگاه پرس کوچک و استقرار آن در خانه مسکونی خود کار تولید را آغاز کرده و به مرور با اضافه کردن ماشین آلات خانه را تبدیل به کارگاه نموده است. و پس از آن خانه مقابل را خریداری کرده و کارگاه را توسعه داده است. و از سال 1990 با کمک فرزندانش کارگاهها را افزایش داده اند . و تا به امروز این کارخانه را با ماشین آلات مدرن وجدید به مجموعه های قبلی اضافه کرده اند.

    نام مجموعه کارخانجات مذکور ( VICTORA TOOL ENGINEERS ) بو . نکته جالبی که آقای ( G.S.BANGA ) به آن اشاره کرد این بود که ایشان در دوران جوانی چند سالی در ایران زندگی کرده و در تهران، خیابان سعدی به کار بازرگانی مشغول بوده و خاطرات خوشی از آن دوران داشت که به آن اشاره کرد و ضمنا نام اعضای ایرانی را به خط فارسی نوشت و به ما نشان داد و گفت من برای کار به خیلی از کشور ها سفر کرده ام، اما هیچ یک از این کشورها، مثل ایران نبوده و از میهمان نوازی و آداب و سنن و فرهنگ ایرانی بسیار تمجید و ستایش کرد.

   سپس آقای ( S. S. BANGA ) توضیحات مفصلی در مورد چگونگی عقد قرارداد ساخت و تولید درب های آسانسور ارائه نمود واظهار داشت، در کنار تولید لوازم آسانسورفعالیت های جانبی دیگری انجام می دهند و هم اکنون در بخشی از کارخانه در حال تولید صندلی اتومبیل وقطعات اتومبیل دوو می باشند. سپس نگاهی به ساعت انداخته و گفتند آماده شویم برای صرف نهار.

     با اتومبیل آقای ( S.S..BANGA ) به رستورانی در جاده آگرا رفتیم که از قبل توسط پدر ایشان رزرو شده بود و پذیرایی مناسبی با غذاهای خوشمزه و البته بسیار تند شد.
ساعت 30/15 به کارخانه رسیدیم ، البته قرار شد اول ازکارگاههای قدیمی بازدید کنیم ، همانطوریکه آقای ( BANGA ) بزگ گفته بو ، کارگاه در خانه ای دو طبقه قرار داشت و بسیار قدیمی و فرسوده بود، این خانه در کوچه ای باریک و کم عرض قرارداشت و دو کارگاه در دو ضلع شمالی و جنوبی این فرارگرفته بود و حدود 60 نفر کارگر در این دو کارگاه مشغول به کار بودند.

     ماشین آلات قدیمی، بسیار فشرده و پر تراکم در کنار هم قرار داشت و بسیاری از کارگران بدون داشتن لباس کار و حتی کفش مناسب در لا بلای ماشین آلات و محصولات مشغول به کار بودند. البته در این دو کارگاه اکثرا قطعات اتومبیل تولید می شد و فقط درطبقه دوم یکی از این کارگاهها گروهی سرگرم تولید قطعات مکانیزم سر درب بودند. پس ازعبور از اطاقهای تو در تو و راهروهای باریک وارد کوچه شده و داخل کارگاه دیگر شدیم.

این کارگاه از وضعیت بهتری برخورداربود و از نظر ابعاد بزرگتر بود و اکثر قطعات بزرگ در این کارگاه تولید می شد. پس از اتمام بازدید به کارخانه اصلی باز گشتیم . و حدود ساعت 30/18 عازم هتل شدیم.

شنبه 24/6/80 - با توجه به قرار روز گذشت ، صبح روز شنبه آقای ( S.S. BANGH ) شخصا به هتل مراجعه کند،چون قراربود از کارخانه اصلی که در هفت کیلومتری جاده آکرا واقع شده بود، دیدن کنیم و بعدا عازم دهلی شویم، لذا چمدان ها را در اتومبیل ایشان گذاشته و به اتفاق به سوی کارخانه حرکت کردیم و ساعت 9 به کارخانه رسیدیم.

کارخانه در فضایی سرسبز و در محیطی باز و پر از درخت قرار گرفته بود و محوطه ورودی از میان چمنزازی یکدست می گذشت و دیوار ها با سنگهای قرمز خوش رنگی زیبایی خاصی داشت، آقای ( S.S. BANGA ) که خیلی شوخ طبع و شاد بود ابتدا هیئت ایرانی را به دفتر مدیریت هدایت کرد و طی پذیرایی با شور و هیجان زایدالوصفی توضیحات مفصلی در رابطه با نحوه قرارداد با شرکت شیندلر هند ارائه نمود و سپس جهت بازدید از خط تولید وارد سالن تولید شدیم.

     سالن اصلی دارای چند سالن فرعی بود و در سالن اول ماشین آلات و تجهیزات تولید صندلی اتومبیل تست صندلی قرار داشت. در سالن بعدی دستگاههای پرس 300 و 400 تن و تعدادی ماشین آلات دیگر وجود داشت،و کارگران مشغول بکار بودند، در سالن دیگر دستگاههای پرس در انواع مختلف ودستگاههای نقطه جوش وپانچ چیده شده بود . در قسمت انتهای سالن، سالنی عمود بر سالن اصلی قرارداشت که سالن رنگ بود . قطعاتی که برای رنگ از طریق نوار نقاله و در ارتفاع بالا وارد این سالن میشد، ابتدا از وان چربی گیری عبور میکرد، سپس وارد وان آب شده و بعد وارد وان اسید شویی شده

و با گذشت از وان آب وارد وان فسفاته شده، وپس از عبور از وان آب، وارد وان نهایی شده که حرارت این وان حدود 65 - 60 درجه بود. البته حرارت دیگر وان ها 45- 40 درجه بود. قطعات پس از گذشتن از مراحل قبلی وارد تونل حرارت شده و سپس وارد تونل رنگ می شود که رنگ خشک وپودری به صورت خودکارقطعات را پوشش میدهد.
سپس وارد سالن مربوط به تولید درب ها شدیم، قسمتی را جهت نگهداری قالبها وسنبه ماتریسها در نظر گرفته بودند، که مجموع آنها حدود 125 قطعه بود، البته از تعدادی های دیگر هم استفاده می کردند که عمومی بود. و کارگران پای دستگاها مشغول به کار بودند و البته وضع ظاهری آنان به مراتب بهتر از گارگاههای قبلی بود. پس از گذشتن از این قسمت وارد سالن مونتاژ شدیم.
    کل قطعاتی که در یک درب بکار میرود بیش از 135 قطعه می باشد ، در مقابل یکی از میزهای مونتاژ درب ایستادیم و از ابتدا تایم گرفتی ، و وقتی که درب بطور کامل جمع آوری شد حدود 25 دقیقه زمان برد. البته لازم به یادآوری است که در تمامی بازدیدها کار فیلمبرداری توسط آقای مهندس بنی اسد انجام می شد و اینجانب هم عکسبرداری را انجام می دادم. از وقت نهار کارگران نیم ساعتی گذشته بود و ما در حال بررسی چیدمان ماشین آلات بودیم که آقای ( S.S. BANGA ) گفت: از وقت نهار گذشته و همگی به سمت محوطه بیرونی حرکت کردیم.

ا    ز کنار محوطه چمن که می گذشتیم، آقای ( S.S. BANGA ) اظهار دشت: رسم بر این است که هر هیئتی که برای بازدید از اینجا می آید، باید نهالی غرس نماید و از آقای مهندس سید وحید مدنی درخواست کرد این رسم را بجا آورد. البته سال گذشته که آقای ( LUC BONNARD ) یکی از مدیران ارشد کمپانی شیندلر سوئیس نهالی کاشته بود که به درخواست آقای ( S.S. BANGA ) در کنار آن عکسی به یادگاری گرفتیم. و از آنجا عازم رستوران شدیم.

     پس از صرف نهار و باز گشت به کارخانه از قسمتهای اداری دیدن کردیم. دفتر فنی و نقشه کشی، واحد آنالیز و نقشه کشی و برنامه ریزی، و انبار های مواد خام و محصولات تولید شده و انبار ابزار، ودر تمامی این واحدها مسئولین با روی خوش به سئوالات ما پاسخ میدادند. وما نکات لازم را نت برداری می کردیم. پس از بازدید از کلیه قسمتهای کارخانه به دفتر آقای ( S. S. BANGA ) باز گشتیم.

        ازصبح هوا ابری بود و حالا بر تراکم ابرها افزوده شده بود وناگهان هوا تیره و تار شد و بارش رگباری باران آغاز ش . هوا به قدری تاریک شد که چراغها همه روشن شد. و ما در حال بررسی نقشه قالبها و کسب اطلاعات مورد نیاز بودیم و اسناد و نقشه های مورد نیاز را جمع آوری کرده و حدود ساعت 30/18 به اتفاق آقای ( S.S. BANGA ) به قصد هتل از کارخانه خارج شدیم.

    در بین راه مشاهده کردیم آقای ( S.S. BANGA ) مسیر هتل را نمی رو ، آقای مدنی از ایشان پرسید: کجا می روید؟ که آقای ( S.S. BANGA ) با خنده گفت: می رویم خانه ، هر چه اصرار کردیم که خسته ایم و آمادگی نداریم، نپذیرفت و به سمت منزل حرکت کرد و اظهارداشت به خانم سفارش کرده ام غذای باب طبع ایرانی برایتان تهیه کند و بالاجبار حدود ساعت 19 به ویلای ایشان در حومه دهلی رسیدیم.

      آقای ( S.S. BANGA ) اظهار داشتند که باتفاق پدر و برادرانشان در این منطقه زندگی می کنند و ویلای همگی در کنار هم قراردار . ویلای ایشان در زمینی به مساحت تقریبی دو هزار متر و دیوارها سنگی و محوطه کف ترکیبی از سنگ و چمن و استخری در مرکز، با باغچه های مملو از گل های رنگارنگ و درختان سر بفلک کشیده، زیبایی جالب توجهی داشت. هنوز به نزدیکی درب ویلا نرسیده بودیم که پدر ایشان باستقبالمان آمد.

 

این مطلب ادامه دارد و به مرور زمان کامل می گردد...

 

با سلام خدمت کاربر گرامی

      منظور ازمطلب کامل در مورد موتور چیست؟ لطفا مورد را بطور واضح مشخص فرمائید تا در فرصت مناسب ودر صورت داشتن اطلاعات اقدام شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر به مطلب توان مورد نیاز برای موتور آسانسور مراجعه فرمائید.

 موتور آسانسور های اولیه (موتور های نسل اولی) بسیار حجیم و بزرگ و غول پیکر بودند.

                                       

 

اکثر قطعات اصلی موتورها توسط  توسط قالبهای بسیار بزرگ ریخته گری و از چدن تولید می شد و بسیار سنگین بود، و این حجیم بودن قطعات در مراحل تراشکاری و ماشینکاری مسائل و مشکلات خاص خود را به همراه داشت.

انتقال و جابجایی آنها به موتورخانه آسانسور که در بالاترین قسمت ساختمان قرار داشت، نیز خیلی سخت و مشکل بود.

 و چه اتفاقات و صدماتی که این بزرگ بودن و سنگینی، برای گروههای نصاب و تکنیسن های آسانسور در ادوار گذشته بوجود نیاورد!!!! ضمن اینکه این موتورها فضای زیادی را اشغال می کردند و میزان مصرف زیاد ا نرژی نیز،  یکی دیگر از خصوصیات آنها به حساب می آمد.

        رشد فزاینده شهر نشینی و نیاز روز افزون بازار مسکن به آسانسور

 

رشد سریع شهر نشینی در جهان و بازار پر رونق ساخت و ساز و توسعه پروژه های زیر بنایی مسکن، باشدت هر چه سریعتر در حال گستزش می باشد و قاره آسیا در این مسئله مقام اول را به خود اختصاص داده است.

دو کشور چین و هندوستان نیز در این پدیده به ترتیب مقام اول و دوم را یدک می کشند و در اندیشه کاهش آن می باشند، اما آمارها نشان می دهد که در این رابطه موفق نبوده اند.

رشد شهر نشینی به دنبال خود رشد ساخت مسکن را به همراه دارد و باالطبع در پی رشد ساخت و ساز مسکن نیاز به آسانسور حرف اول را می زند.

بر اساس آماری که توسط آقای (Michaud) مدیر هندی شرکت اوتیس یکی از بزرگترین شرکتهای تولید کننده آسانسور در جهان ارائه شده رشد بازار آسانسور در هندوستان هم اکنون سالی 50.000 دستگاه می باشد و طبق پیش بینی های این شرکت طی سه سال آینده این تعداد به بیش از 70.000 دستگاه افزایش خواهد یافت.

                                     

       آقای (Michaud) می افزاید نرخ رشد شهرنشینی در هندوستان در حال حاضر حدود %40 می باشد، در حالی که این رشد در کشور چین بالغ بر %47 می باشد و با گسترش شهرنشینی و هجوم مردم به شهر ها با انگیزه پیدا کردن کار و در آمد بیشتر و زندگی بهتر، نیاز به مسکن را تشدید خواهد کرد و می دانیم که افزایش مسکن نیاز به آسانسور را به دنبال خواهد داشت.

در حال حاضر نیاز بازار جهانی به آسانسور حدود 500.000 دستگاه آسانسور می باشد.

سهم چین از این بازار حدود 285.000  دستگاه آسانسور و سهم هندوستان حدود 50.000 دستگاه آسانسورمی باشد.

شرکت اوتیس در هندوستان در حال گسترش کارخانه خود می باشد و آخرین قرارداد این شرکت با پروژه بزرگ (Kohinoor) در بمبئی هندوستان شامل 63 دستگاه آسانسور و پله برقی می باشد.

                                     

 

                در همین زمینه آقای (Matti A lahuhta)مدیر شرکت (Kone) یکی دیگر    ازشرکتهای فعال در عرصه تولید و نصب آسانسور در جهان طی مصاحبه با روزنامه هندی (Times of India) گفته نگرانی دولتمردان چین و هندوستان از رشد شهرنشینی قابل درک است و این رشد طی بیست سال آینده به شدت افزایش خواهد یافت و دلیل اصلی آن رشد نفوس در این کشورها می باشد.

 جمعیت شهری هندوستان در سال 2001 میلادی حدود 290.000.000 نفر بوده است.

 در سال 2010 میلادی جمعیت شهری هندوستان به حدود 350.000.000 نفر رسیده است و پیش بینی می شود تا سال 2030 میلادی به رقم 590.000.000 نفر برسد.

شرکت (Kone) در قراردادی با راه آهن چین تامین کننده 178دستگاه آسانسور و تعداد 226 دستگاه پله برقی برای چهل وشش ایستگاه راه آهن چین می باشد.

افزودن دیدگاه

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.
CAPTCHA
این سوال برای تشخیص کاربر واقعی از ربات های اسپمر می باشد.

لطفا عبارت هزار و دویست و بیست را به عدد بنویسید.