راه اندازی آسانسور بدون نیاز به برق سه فاز با موتورهای گیرلسA+ EMF - شماره تماس: 6-22976084
حدوداً اواسط سال 1364 طی جلسه ای با حضور فرمانده پایگاه یكم شكاری مهرآباد تهران تیمسار دادپی و جنابسرهنگ كاتوزیان و مسئولین شركت آسانسورسازی ایران شیندلر برگزار گردید قرار شد اجناس آسانسور پروژه زروان (ساختمانهای سازمانی منطقه نظامی قصر فیروزه تهران) كه در آن زمان به دلیل متوقف شدن عملیات ساختمانی به صورت تعطیل درآمده بود، جهت استفاده به ساختمانهای سازمانی منطقه مهرآباد كه به پروژه سرا مشهور بود ارسال گردد.

به خاطر دارم كه مدیریت ایران شنیدلر جناب آقای مهندس فتحاله پزشكی نیز مسئولیت این عملیات را به اینجانب (سید محمد امین طبسی) و آقای حسین گودرزی واگذار نمودند كه با هماهنگی با جناب سرهنگ كاتوزیان صورتبرداری و نظارت بر حمل لوازم آسانسورها را انجام دهیم.
پس از هماهنگی با جناب سرهنگ كاتوزیان و اعزام جرثقیل و تریلی به پروژه قصر فیروزه گروه حفاظت و نگهبانی از ورود ماشینآلات به داخل محوطه جلوگیری نمودند كه با دخالت جناب سرهنگ كاتوزیان در عملیات ضربتی درب پایگاه بوسیله جرثقیل باز و ماشینآلات و گروه سربازانی كه برای بارگیری همراه بودند وارد پایگاه قصر فیروزه شده و خلاصه با پشتسر گذاشتن مشكلاتی با سماجت و جسارت جناب سرهنگ كاتوزیان صورتبرداری و بارگیری لوازم مورد نیاز انجام و پس از بارگیری گروه بسوی پایگاه مهرآباد تهران حركت كردیم: نكته جالب اینكه انتظامات در این مدت با مقامات مربوطه تماس گرفته و دقیقاً وقتی آخرین تریلی از محوطه خارج شده بود اكیپ مربوطه به منطقه رسیدند كه چون دیر شده بود كاری نتوانستند انجام دهند.
اجناس آسانسورها پس از انتقال به پایگاه مهرآباد با حضور انبارداران مربوطه و نمایندگان فرماندهی و شركت ایران شیندلر تخلیه و صورتبرداری مجدد شد و گروه نصب اعزامی از طرف شركت آسانسورسازی ایران شیندلر به پروژه اعزام شدند. از گروههای اعزامی كه به خاطر دارم یكی آقای سید محمد میرپوركلایه بود كه در آن زمان یكی از زبدهترین نصابان آسانسور بود كه به همراه دستیارانش كه یكی از آنها آقای شاهرخ اشجاری بود در پروژه سرا حضور یافتند و عملیات نصب درب و ریل آسانسورها آغاز شد.
به طور همزمان با توجه باینكه اجناس ارسالی ناقص بود و بعضی از قطعات كسر بود گروههای نصاب بنا به نیاز لیست قطعات كسری را جهت تكمیل ارائه نمودند. موضوع اجناس كسری آسانسورها به اطلاع تیمسار دادپی رسید و باتوجه به اطلاعاتی كه ایشان از قرارداد ایران شیندلر با نیروی هوایی شیراز داشتند و مشخص شد اجناس مورد نیاز در شیراز وجود دارد و پروژه پایگاه هوایی شیراز نیز مانند قصر فیروزه به حالت تعطیلی درآمده و فعالیتی در آن وجود ندارد. لذا دستور دادند گروهی از تهران جهت صورتبرداری و حمل اجناس كسری آسانسورها به شیراز اعزام شوند. لذا در این مرحله طی حكمی اینجانب به اتفاق آقای علی اكبر عمادین جهت حضور در عملیات صورتبرداری و نظارت بر حمل اجناس به نیروی هوایی معرفی شدیم.
جناب سرهنگ كاتوزیان نیز جناب سروان كریمی را به عنوان نماینده نیروی هوایی معرفی نمود و قرار شد دراولین فرصت گروه به شیراز اعزام گردد.
البته چون در آن سالها به دلیل جنگ تحمیلی عراق و تحریمهای خصمانه قدرتهای بزرگ صنعت پرواز دچار مشكلاتی بود تعداد پروازها تعطیل یافته و معمولاً تهیه بلیط به روز غیر ممكن بود و اكثراً بلیطها از ماهها قبلی رزرو شده بود و با توجه به تأكید تیمسار دادپی در سرعت عمل كردن نصب آسانسورها و مطلع شدن ایشان از طولانیشدن زمان سفر- دستور دادند گروه با پروازهای داخلی نیروی زمینی به شیراز سفر كنند و طبق معمول هماهنگی این مورد هم توسط جناب سرهنگ كاتوزیان انجام شد و قرار شد فردای آنروز من و آقای عمادین و جناب سروان كریمی از طریق پرواز داخلی به شیراز اعزام شویم.
در روز مقرر از طریق درب مهرآباد جنوبی وارد محوطه نظامی شده و به اتفاق جناب سروان كریمی لحظاتی بعد داخل هواپیما نشستیم- هواپیما از نوع كوچك و تقریباً اندازه یك اتوبوس فضا داشت و پس از تكمیل مسافرین از روی باند بلند شد و پرواز آغاز گردید.
وقتی كه روی فرودگاه شیراز رسیدیم حدود نیمساعت تا 45 دقیقه زمان سفر طولانیتر از پروازهای عادی بود. و لذا خستگی را احساس میكردیم. اما هواپیما با كاهش ارتفاع نزدیك باند شد ولی قبل از اینكه بنشیند دوباره اوج گرفت. این حالت چندین بار تكرار شد و تشویش در چهره خدمه و مسافرین مشهود بود.
مسافرین علت این امر را جویا شدند كه یكی از خدمه هواپیما گفت لطفاً آرامش خود را حفظ كنید. مشكلی در سیستم چرخها بوجود آمده و چرخهای هواپیما باز نمیشود و گروه فنی در حال بررسی و رفع مشكل میباشند.
حالا حدود بیش از سه و نیم ساعت از شروع پرواز هواپیما میگذشت و مسافرین حالت عادی نداشتند. تعدادی دچار تهوع شده بودند و بعضی عرق كرده و در حالت نیمه بیهوشی و خلاصه شرایط خاصی بوجود آمده بود. با روشن شدن مشكل و باز بودن درب كابین خلبان و رفت آمدهای خدمه و گروه فنی به داخل كابین در آن آشفته بازار شنیده شد كه خلبان به برج مراقبت میگفت بنزین در حال تمام شدن است و مشكل وجود بنزین دیگر حل شده است . از سوی هربار كه هواپیما به محوطه باند نزدیك میشد از پنجرههای هواپیما كه به بیرون نگاه میكردی ماشینهای آمبولانس و آتشنشانی كه در اطراف باند تجمع كرده بودند دلهره و اضطراب را بیشتر میكرد و گروهی در حال نصب تور در انتهای باند بودند.
در همین احوال از طریق بلندگوی هواپیما اعلام شد كلیه مسافرین به انتهای هواپیما رفته و در بین صندلیها مستقر شوند به صورتی كه قسمت جلو هواپیما كاملاً خالی شود مسافرین با اضطراب و با كمك دیگر مسافرینی كه شرایط روحی بهتری داشتند در حال جابجایی و رفتن به انتهای هواپیما بودند كه ناگهان از زیر هواپیما صدایی مانند برخورد شیئی با زیر هواپیما بگوش رسید و لحظاتی بعد خلبان اطلاع داد كه خوشبختانه مشكل رفع و چرخها باز شد. مسافرین لطفاً در روی صندلیهای خود قرار بگیرند.
در كسری از ثانیه وضعیت روحی مسافرین دگرگون و همگی به صندلی های خود بازگشتند و هواپیما به آرامی بر روی باند فرود آمد.
گرچه در این یك و نیم ساعت به ما و دیگر مسافرین خیلی سخت گذشت و چه فكرها در ذهنها نیامد اما خلاصه بخیر گذشت.
بعد از ترك فرودگاه با یك جیپ ارتشی به مهمانسرا رفتیم و روز بعد مأموریت محوله را انجام داده و پس از صورتبرداری و تعیین لیست لوازم آسانسورها كه باید به تهران منتقل شود یكی دو روزی در شیراز ماندیم و جالب توجه اینكه برنامه بازگشت را با اتوبوس برنامهریزی كرده و به تهران برگشتیم .
خلاصه با پیگیری و جدیت تیمسار دادپی و جناب سرهنگ كاتوزیان آسانسورها در حداقل زمان راهاندازی و تحویل گردید و خانواده محترم پرسنل نیروی هوایی پس از مدتها كه پیاده از پلهها به طبقات بالا رفت و آمد میكردند از راهاندازی آسانسورها بسیار خوشحال شدند.

نظرات
ارسال نظر جدید